
بیشتر از یک مشکل مسکن؛ تولید دوباره فقر در جغرافیا
در نشست «تلههای فضایی فقر؛ پیشگیری و پیشنگری برای رهایی از آنها» که در خانه آفرینشهای شهری برگزار شد، کمال اطهاری و حمیدرضا رمضانی به نقد نظام برنامهریزی شهری و سیاستهای اجتماعی پرداختند. اطهاری در این گفتگو تبیین کرد که فقر در سکونتگاههای غیررسمی صرفاً یک وضعیت موجود نیست، بلکه در همان نقطه بازتولید میشود.
وقتی خانوادهای کمدرآمد در محلهای ساکن میشود که مدارس ضعیفتر و خدمات شهری کمتری دارد، عملاً در تلهای میافتد که خروج از آن برای نسلهای بعدی سختتر میشود. این انزوای جغرافیایی باعث میشود ساکنان حاشیه از فرصتهای حیاتی محروم شوند:
- دسترسی محدود به بازار کار و فرصتهای شغلی متنوع
- فاصله گرفتن از مدارس و خدمات آموزشی متعارف
- کاهش تنوع تعاملات اجتماعی
از نگاه اطهاری، همین تمرکز فقر در یک فضای خاص است که یک سکونتگاه کمدرآمد را به «تله» تبدیل میکند و شانس خروج از تهیدستی را برای نسلهای جدید کاهش میدهد.
شهروندزدایی و بنبست بانکی
یکی از محورهای اصلی این تحلیل، بررسی رابطه ساکنان حاشیه با نظام مالی کشور بود. اطهاری با استناد به دادههای پیمایشی اشاره کرد که تنها ۹ درصد از ساکنان سکونتگاههای غیررسمی توانستهاند از سیستم بانکی وام بگیرند.
او این وضعیت را نوعی «شهروندزدایی» میداند. استدلال او ساده است: در حالی که حتی طبقه متوسط بدون اعتبار بانکی بهسختی میتواند زندگی خود را مدیریت کند، محروم کردن اقشار کمدرآمد از نظام بانکی، آنها را بیش از پیش در وضعیت بیثباتی قرار میدهد و مسیر توسعه فردیشان را میبندد.
نیاز به مدل توسعه یکپارچه
به باور این پژوهشگر، حاشیهنشینی نتیجه نبود هماهنگی میان سیاستهای مسکن، شهرسازی، نظام بانکی و توسعه دانشبنیان است. تا زمانی که این بخشها در یک مدل مشترک قرار نگیرند، هرگونه اقدام تکبعدی مانند بهسازی فیزیکی یا خدمات شهری، تنها باعث بزرگتر شدن حاشیههای فقیر شهر خواهد شد و ریشه مشکل را خشک نمیکند.