
وقتی بازیهای دیجیتال از یک سرگرمی ساده به اولویت اول زندگی تبدیل میشوند، دیگر با یک تفریح سالم طرف نیستیم؛ بلکه با اختلالی رفتاری روبهرو هستیم که زمان، انرژی و روابط فرد را میبلعد. این وضعیت نهتنها بر پیشرفت تحصیلی و شغلی اثر میگذارد، بلکه سلامت روان فرد را نیز به مخاطره میاندازد.
زمانی که ذهن اسیر دنیای مجازی میشود
نازنین آهنگری، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه، معتقد است اولین زنگ خطر زمانی به صدا در میآید که ذهن فرد بهطور مفرط با بازی درگیر شود. در این وضعیت، فرد حتی در میانه کلاس درس، هنگام انجام تکالیف شغلی یا در جمع خانواده، در حال مرور استراتژیهای بازی یا بازسازی اتفاقات مجازی است.
این اشتغال ذهنی دائمی، تمرکز و حافظه فعال را بهشدت مختل میکند. در واقع فرد در دنیای واقعی حضور دارد، اما ذهن او در فضای بازی سیر میکند و نمیتواند روی فعالیتهای جاری متمرکز شود.
واکنشهای تند؛ نشانه محرومیت و پسکشیدن
قطع دسترسی به بازی یا محدود کردن زمان آن در افراد وابسته، واکنشهای شدیدی ایجاد میکند. این وضعیت شباهت زیادی به علائم پسکشیدن در اعتیادهای شیمیایی دارد. فرد در صورت عدم دسترسی به بازی، دچار تنشهای عصبی میشود که در بسیاری از موارد تنها با شروع دوباره بازی کاهش مییابند.
برخی از این واکنشهای هشداردهنده عبارتند از:
- تحریکپذیری شدید و بیقراری
- اضطراب و افت ناگهانی خلق
- پرخاشگری کلامی یا حتی فیزیکی نسبت به اطرافیان
تله «تحمل» و نیاز به دوز بیشتر
یکی دیگر از ملاکهای بالینی برای تشخیص اعتیاد، افزایش نیاز به زمان برای دستیابی به همان لذت اولیه است. فرد به تدریج متوجه میشود که مدتزمانهای کوتاه دیگر او را راضی نمیکنند و برای رسیدن به آرامش یا هیجان، باید ساعات بیشتری را صرف بازی کند یا به سراغ بازیهای پیچیدهتر و دشوارتر برود.
در این مرحله، بازیها بخش قابل توجهی از شبانهروز را میبلعند و حوزههای حیاتی زندگی به حاشیه رانده میشوند. آگاهی خانوادهها و مربیان از این ملاکهای بالینی میتواند در تشخیص زودهنگام و جلوگیری از تخریب روابط اجتماعی و تحصیلی افراد اثرگذار باشد.