
اتکای بیش از حد به جاده؛ نقطه ضعف زنجیره تأمین
شبکه جادهای ایران با ۶۷ هزار کیلومتر مسیر اصلی و منطقهای، ستون فقرات جابهجایی کالا در کشور است. آمارهای بینالمللی تایید میکنند که ۹۵ درصد این مسیرها آسفالته شدهاند، اما همین گستردگی لزوماً به معنای کارآمدی نیست. تکیه بیش از حد به کامیونها، زنجیره تأمین را در برابر هرگونه اختلال در سوخترسانی، کمبود قطعات یدکی یا انسداد محورهای اصلی آسیبپذیر کرده است.
کارشناسان معتقدند اولویت ایران نباید صرفاً گسترش متراژ جادهها باشد. برای کاهش فشار بر این بخش، باید روی موارد زیر تمرکز کرد:
- بهبود و نگهداری شبکههای موجود به جای ساخت مسیرهای جدید
- افزایش استانداردهای ایمنی در محورهای پرتردد
- ایجاد مسیرهای موازی برای جلوگیری از گرههای ترافیکی
- اتصال مستقیم مراکز تولید به بنادر و مرزها
تله مواد معدنی در شبکه ریلی
ایران در حوزه ریلی ظرفیتهای خیرهکنندهای دارد. دادههای بانک جهانی نشان میدهد راهآهن ایران سالانه حدود ۵۶ میلیارد تن-کیلومتر بار جابهجا میکند که بالاترین رقم در میان کشورهای بررسیشده است. اما نگاهی به ترکیب این بار، واقعیت متفاوتی را برملا میکند؛ حدود ۶۶ درصد از این ظرفیت صرفاً به جابهجایی مواد معدنی اختصاص دارد.
این تمرکز شدید بر معادن باعث شده ظرفیت بالقوه ریل برای کالاهای عمومی و کانتینری، با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران، بلااستفاده بماند. مشکل اصلی نه کمبود مطلق ظرفیت، بلکه عدم اتصال بهینه ریل به بنادر و مراکز لجستیکی است. اگر توسعه پایانههای کانتینری و نوسازی واگنها و لکوموتیوها جدی گرفته شود، بخش بزرگی از بار جادهها به ریل منتقل میشود که نتیجه آن کاهش مصرف سوخت و کاهش استهلاک جادههاست.
مزیت استراتژیک دریا و ریسک گلوگاهها
موقعیت دریایی ایران یک برتری استراتژیک است، اما تجربه جنگها و تنشهای اخیر ثابت کرد که تجارت منطقهای تا چه اندازه به گلوگاههای دریایی وابسته است. وابستگی شدید به این مسیرها در شرایط بحرانی، ریسکهای عملیاتی را افزایش میدهد و لزوم بازنگری در استراتژیهای حملونقل چندوجهی را بیش از پیش نمایان میکند.