
دامنه درگیریهای اخیر بسیار گستردهتر از نقطه آغازین آن شده است. در حالی که در ابتدا تمرکز حملات آمریکا و اسرائیل بر پرونده هستهای و ساختار نظامی ایران بود، اکنون تصویر متفاوتی دیده میشود. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، تأکید کرده است که شواهد محکمی مبنی بر بازسازی تأسیسات هستهای آسیبدیده در دست نیست؛ با این حال، مذاکرات هستهای عملاً متوقف شده و جنگ همچنان ادامه دارد.
تحرک دیپلماتیک در محور تهران-دوهه-مسقط
در کنار بنبستهای مذاکراتی، رگههایی از دیپلماسی منطقهای به چشم میخورد. حضور نخستوزیر قطر در تهران و تلاشهای عمان برای پیشبرد گفتگوها درباره امنیت تنگه هرمز، نشان از تلاش پایتختهای منطقه برای مدیریت بحران دارد. در این میان، پاکستان نیز نقش فعالی را در جابهجایی پیامها میان تهران و واشنگتن بر عهده گرفته است.
پاکستان؛ از حاشیه تا متن معادلات قدرت
اسلامآباد اکنون در سه نقش متضاد اما مکمل ظاهر شده است. این کشور همزمان در مقام میانجی میان ایران و آمریکا، شریک دفاعی کشورهای عربی و دولتی که تحریمهای یکجانبه واشنگتن را نمیپذیرد، گام برمیدارد. این تحول در اقدامات عینی زیر قابل مشاهده است:
- امضای توافق دفاعی جدید میان پاکستان و کویت در هفته جاری.
- برقراری پیمان دفاع مشترک میان عربستان، ترکیه و پاکستان که بر اساس اصل «حمله به یکی، حمله به همه» تنظیم شده است.
شباهتهای تاریخی و مدل «پیمان بغداد»
هنری بارکی در ارزیابی شورای روابط خارجی آمریکا، این آرایش دفاعی جدید را با «پیمان بغداد» سال ۱۹۵۵ مقایسه میکند. پیمان بغداد در دوران جنگ سرد و با حضور عراق، ترکیه، پاکستان، ایران و بریتانیا برای مهار شوروی شکل گرفته بود. اگرچه منطق اتحاد امروز با آن دوران متفاوت است، اما شباهت بنیادین در تلاش دولتهای منطقه برای خلق یک چارچوب امنیتی فراتر از روابط دوجانبه معمول است.
تکثر ستونهای امنیتی در منطقه
حضور ناوها و پایگاههای نظامی ایالات متحده در منطقه همچنان ادامه دارد، اما استراتژی کشورهای منطقه تغییر کرده است. آنها دیگر آمریکا را تنها گزینه برای تأمین امنیت نمیبینند و در تلاشاند با ایجاد ائتلافهای چندجانبه، ریسکهای امنیتی خود را توزیع کنند.