
حلقه مفقوده؛ چرا علم به محصول تبدیل نمیشود؟
ایران با وجود داشتن دانشگاههای توانمند، نیروی انسانی متخصص و شرکتهای دانشبنیان متعدد، هنوز نتوانسته است این ظرفیتها را به یک قدرت یکپارچه تبدیل کند. افشین معتقد است پراکندگی توانمندیها، بزرگترین مانع در مسیر توسعه فناوری است. در واقع، قطعات پازل در کنار هم هستند، اما ارتباط مؤثری میان آنها شکل نگرفته است.
برای تکمیل این زنجیره، تمرکز بر موارد زیر ضروری است:
- ایجاد پیوستگی میان ایده، پژوهش و محصول نهایی.
- جلوگیری از فعالیت جزیرهای دانشگاهها و صنایع.
- تبدیل نوآوریهای آزمایشگاهی به قابلیتهای عملیاتی در محیط شهری.
گذار از دانشبنیان به «قدرتبنیان»
تولید محصول فناورانه به تنهایی کافی نیست. هدف فعلی، عبور از مدلهای سنتی و رسیدن به مفهوم «قدرتبنیان» است. در این رویکرد، نوآوری زمانی اثرگذار است که به ارزش افزوده اقتصادی تبدیل شود و توانمندیها بهصورت مستمر ارتقا یابند. این مسیر باید به گونهای باشد که شرکتهای دانشبنیان بتوانند مستقیماً بر کیفیت زندگی شهری اثر بگذارند و فناوری را به قابلیتهای ملموس تبدیل کنند.
این رویکرد برای توسعه شهری ایران چه معنایی دارد؟
بسیاری از شهرهای ایران تاکنون «هوشمندسازی» را به معنای خرید تجهیزات و نرمافزارهای خارجی دانستهاند. اما انتقال به سمت «شهرهای شناختی» به این معناست که نیازهای شهری از دل دانشگاهها و شرکتهای داخلی استخراج و حل شود. این تغییر رویکرد میتواند وابستگی به تکنولوژیهای وارداتی را کاهش دهد.
در واقع، اگر زنجیره «علم تا محصول» تکمیل شود، شهرها دیگر صرفاً مصرفکننده فناوری نیستند، بلکه به محیطی تبدیل میشوند که در آن نوآوریهای بومی، مشکلات ترافیکی، محیطزیستی و مدیریتی شهر را با هزینهای کمتر و کارایی بیشتر حل میکنند.