
پارادوکس درمان؛ استرس ناشی از هزینه تراپی
رواندرمانی برای بسیاری از افرادی که با اختلالات اضطرابی، افسردگی یا بحرانهای زندگی دستوپنجه نرم میکنند، تنها راه نجات است. اما واقعیت اقتصادی فعلی نشان میدهد که دسترسی به متخصصان روانشناس و روانپزشک برای بخش بزرگی از جامعه دشوار شده است. زمانی که هزینه هر جلسه درمان با بودجه ماهانه یک فرد تداخل پیدا میکند، مراجع در وضعیتی قرار میگیرد که باید بین سلامت روان خود و نیازهای اولیه زندگیاش یکی را انتخاب کند.
این وضعیت باعث ایجاد یک چرخه معیوب شده است: فرد برای کاهش استرس به تراپی مراجعه میکند، اما هزینههای بالای درمان باعث افزایش اضطراب او میشود و در نهایت، همین فشار مالی اثرات مثبت جلسات درمانی را خنثی میکند.
چالشهای دسترسی و نبود پوشش بیمهای
بسیاری از خدمات روانشناختی و تراپیهای تخصصی در ایران خارج از پوشش بیمههای پایه قرار دارند یا سقف پرداخت آنها بهقدری پایین است که عملاً کاربردی ندارد. این موضوع باعث شده تا درمانهای روانشناختی به کالایی گرانقیمت تبدیل شوند که تنها لایهای خاص از جامعه توان پرداخت هزینههای آن را دارند.
توزیع نامتوازن متخصصان در شهرها و مناطق مختلف نیز باعث شده تا مراجعان علاوه بر هزینه جلسه، هزینههای ایاب و ذهاب را هم به دغدغههای خود اضافه کنند. این فشار مالی در نهایت منجر به نتایج زیر میشود:
- قطع درمان در نیمه راه به دلیل ناتوانی مالی.
- افزایش فاصله بین جلسات (مثلاً از هفتهای یک بار به ماهی یک بار) که اثربخشی درمان را کاهش میدهد.
- روی آوردن مراجعان به روشهای غیرعلمی یا خوددرمانیهای مخاطرهآمیز.
ضرورت بازنگری در ساختار خدمات سلامت روان
برای خروج از این بنبست، لازم است رویکرد سیستم سلامت به خدمات روانشناختی تغییر کند. تبدیل تراپی از یک «خدمات لوکس» به یک «حق ابتدایی» برای تمام شهروندان، تنها از طریق مداخلات سیستمی و افزایش پوشش بیمهای امکانپذیر است. تا زمانی که هزینه درمان به یک دغدغه تبدیل شده باشد، بسیاری از افرادی که بیشترین نیاز را به حمایت روانی دارند، در سکوت و انزوا باقی خواهند ماند.