رضا اندرواژ، آزادگان هنرمند کشورمان، درباره نمایشگاه «آوازهای دوردست 2» که از سوی دفتر هنر و
ادبیات اسارت برگزار شد، توضیح داد که حدود 12 یا 11 اثر خوشنویسی از او به نمایش گذاشته شده است. این آثار در طول زمان خلق شدهاند؛ برخی متعلق به 10 سال پیش، برخی به سال گذشته و برخی دیگر در سالهای میانی آن.
در مورد نحوه یادگیری خوشنویسی در دلِ دشمن، اندرواژ گفت که در اردوگاه عراق تصمیم گرفتند به حوزههای
علمی و هنری و
ورزشی بپردازند تا از استرس و سختی اسارت کاستند. او که علاقهمند به هنر بود، توانست خوشنویسی را از کسانی که این هنر را در سطح ممتاز بلد بودند، بیاموزد.
وی یادآوری کرد که دوره اسارت هم شیرین و هم پرمخاطره بود. عراقیها اگر کتاب یا مدادی به اندازه یک بند انگشت از او میگرفتند 15 روز او را به انفرادی میبردند و شکنجه میکردند؛ آن دوره بسیار سخت میگذشت. آنها نه کاغذ و خودکاری داشتند و نه قلم و مرکبی.
اما با توجه به نیاز به خلاقیت، آنها به این فکر افتادند که از عکسهای رادیولوژی که اسرا در بیمارستانهای داخل شهر با خود به اردوگاه میآوردند، برای
آموزش خوشنویسی استفاده کنند. اندرواژ توضیح داد که روی عکس رادیولوژی که مشکی رنگ است، پودر سفیدرنگ بسیار لطیفی با ترکیب نمک و پودر رختشویی که کوبیده و نرم شده بود، ریخت. مسواک را هم جایگزین قلم کردند و انتهای مسواکها را همچون قلم طراحی کردند تا وقتی روی صفحه رادیولوژی قرار میگیرد و حرفی نوشته میشود، پودر سفیدرنگ کنار رود و رنگ مشکی رادیولوژی نمایان شود.
وی افزود: من خوشنویسی را به همین ترتیب تمرین کردم و آموختم. در دوره
آموزش، هر حرف را به قدری مینوشتم و پاک میکردم که ملکه ذهنم شود. او با تاکید بر اینکه هنوز هم فکر میکند که از هنر خوشنویسی هیچ چیز نمیداند، این تجربهی خلاقانه را به عنوان یکی از شیرینترین خاطرات دوران اسارت توصیف کرد.