
بنبست استراتژیک و ابزار چانهزنی
زوی بارل، تحلیلگر ارشد خاورمیانه در روزنامه هاآرتص، معتقد است هفت ماه پس از آغاز درگیریهای ایران و آمریکا، ماهیت رویارویی دو کشور تغییر کرده است. واشنگتن مدعی است تنگه هرمز تحت کنترل این کشور است و مسیرهای جایگزین میتوانند نیاز بازار جهانی نفت را تأمین کنند. در مقابل، تهران تلاش میکند ثابت کند توانایی حفظ وضعیت موجود را برای مدت طولانی دارد.
این تقابل منجر به شکلگیری یک بنبست شده است. اگرچه فشار اقتصادی بر ایران متمرکز است، اما این وضعیت هزینههای قابلتوجهی را نیز به دولت آمریکا و کشورهای منطقه تحمیل میکند.
جنگ اعداد؛ تناقض در آمارهای واشنگتن
دونالد ترامپ بارها تأکید کرده که تنگه هرمز برای همه کشتیها (به جز کشتیهای ایرانی) باز است و بهزودی نیاز به استفاده از این آبراه از بین میرود. اما بررسی دادههای مربوط به عبور نفت و کشتیها، تصویری متفاوت و پیچیده از واقعیت ارائه میدهد. تضاد در اظهارات مقامات آمریکایی درباره میزان عبور نفت در بازه زمانی کوتاه کاملاً مشهود است:
- اسکات بسنت (وزیر خزانهداری):بیش از ۱۷ میلیون بشکه در روز.
- جیدی ونس:۱۵ میلیون بشکه در روز.
- کریس رایت (وزیر انرژی):۹ میلیون بشکه در روز.
- شرکتهای رصد حملونقل دریایی:حدود ۷ تا ۸ میلیون بشکه در روز.
حتی با پذیرش رقم خوشبینانهتر (۱۲ تا ۱۵ میلیون بشکه)، این میزان تنها حدود یکسوم حجم نفتی است که پیش از آغاز جنگ از هرمز عبور میکرد.
واقعیت میدانی؛ باز بودن فنی در برابر کارآمدی
تفاوت میان «باز بودن فنی تنگه» و بازگشت به وضعیت عادی، در آمار کشتیهای تجاری نهفته است. پیش از جنگ، روزانه حدود ۱۲۵ کشتی تجاری بزرگ از این تنگه عبور میکردند. اما گزارشها نشان میدهد در آخرین بازه زمانی مورد بررسی، تنها ۱۷ کشتی از هرمز عبور کردهاند. این افت شدید ترافیک دریایی نشان میدهد که ادعاهای واشنگتن درباره نرمال بودن وضعیت با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد.