
شطرنج کرسیها در کنست؛ اتحاد استراتژیک علیه لیکود
رقابت برای انتخابات پارلمانی ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶، فضای سیاسی تلآویو را دگرگون کرده است. گادی آیزنکوت، نفتالی بنت، یائیر لاپید، یائیر گولان و آویگدور لیبرمن در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶ پیمانی امضا کردند تا با کنار گذاشتن اختلافات درونی، مانع از تداوم قدرت نتانیاهو شوند.
آمارهای نظرسنجیها وضعیت متفاوتی را نسبت به دورههای قبل ترسیم میکند:
- بلوک مخالفان در صورت اتحاد با احزاب عربی، potensiyال دستیابی به ۶۷ کرسی از ۱۲۰ کرسی کنست را دارد.
- ائتلاف حاکم در حال حاضر بین ۴۹ تا ۵۱ کرسی را در اختیار دارد.
- بلوک احزاب یهودی مخالف نتانیاهو به تنهایی ۵۴ کرسی دارد و برای رسیدن به حد نصاب اکثریت (۶۱ کرسی)، به حمایت احزاب عربی وابسته است.
گادی آیزنکوت؛ ظهور چهرهای با سوگ شخصی و نگاه نظامی
گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش و رهبر حزب تازهتأسیس «یاشار»، در حال حاضر پیشتاز نظرسنجیهاست. تخمین زده میشود حزب او ۲۶ کرسی کسب کند که در مقایسه با ۲۰ کرسی احتمالی حزب لیکود، برتری محسوسی است. آیزنکوت تنها یک سیاستمدار نیست؛ او در جریان جنگ غزه، پسر ۲۵ ساله و دو برادرزادهاش را از دست داد. این تراژدی شخصی، او را در افکار عمومی رژیم صهیونیستی به چهرهای «مقاوم» و سختگیر تبدیل کرده است.
رویکرد آیزنکوت به ایران: ضربه پیشدستانه به جای تغییر رژیم
آیزنکوت در تحلیلهای خود مرزی میان «تغییر حکومت» و «اقدام نظامی» قائل است. او صراحتاً اعلام کرده که سرنگونی نظام ایران از طریق ابزارهای نظامی هدفی غیرقابل تحقق است و حتی تعیین «تغییر رژیم» به عنوان هدف در عملیاتهای اخیر را اشتباه میداند.
با این حال، این واقعگرایی نظامی به معنای صلحطلبی نیست. آیزنکوت در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ تأکید کرد که در صورت دسترسی به اطلاعات قطعی، اقدام به «ضربه پیشدستانه» علیه ایران نه تنها مجاز، بلکه ضروری است. این رویکرد نشان میدهد که تفاوت او با نتانیاهو در ماهیت دشمنی نیست، بلکه در نحوه و زمان اجرای عملیات نظامی است.
این تحولات برای ایران چه معنایی دارد؟
جایگزینی نتانیاهو با چهرههایی نظیر گادی آیزنکوت، لزوماً به معنای کاهش تنشهای منطقهای نیست. اگرچه برخی از مخالفان او رویکردهای متفاوت مدیریتی دارند، اما پیشینه نظامی آیزنکوت و انگیزههای شخصی او پس از فقدان اعضای خانوادهاش در غزه، احتمالاً او را به سمت اتخاذ تصمیمات نظامی جسورانهتر سوق میدهد.
برای تهران، نکته کلیدی این است که جبهه مخالف نتانیاهو، بر خلاف ظاهر دموکراتیک یا لیبرال برخی اعضایش، در مسائل امنیتی و استراتژیک (بهویژه در قبال محور مقاومت و ایران) تفاوت بنیادینی با جریان راست افراطی ندارد و تنها در «روش» دستیابی به اهداف نظامی اختلاف نظر دارد.