
تنهایی و انزوای اجتماعی صرفاً احساسات ناخوشایند نیستند، بلکه مستقیماً بر طول عمر سالم انسان اثر میگذارند. نتایج مطالعهای جدید تایید میکند این دو وضعیت ارتباط مستقیمی با کاهش تعداد سالهایی دارند که افراد بدون بیماریهای مزمن یا اختلالات روانی زندگی میکنند. نکته قابل توجه این است که شدت این اثرات در زنان و مردان یکسان نیست.
تفاوت انزوای اجتماعی و تنهایی
پژوهشگران برای تحلیل دقیقتر، میان این دو مفهوم تفکیک قائل شدهاند. انزوای اجتماعی به وضعیت عینی فرد اشاره دارد؛ یعنی زمانی که تماس و مشارکت فرد با دیگران بهطور محدودی اتفاق میافتد. در مقابل، تنهایی یک تجربه ذهنی است؛ احساسی از جدایی و قطع ارتباط با دنیای اطراف، حتی اگر فرد در محیطهای اجتماعی حضور داشته باشد. هر دو حالت، بهطور مجزا یا همزمان، سالهای زندگی بدون بیماری را کاهش میدهند.
تحلیل دادههای ۲۷۰ هزار نفر
دانشمندان دانشگاه تولین آمریکا برای رسیدن به این نتیجه، دادههای بیش از ۲۷۰ هزار فرد در بازه سنی ۴۰ تا ۶۹ سال را بررسی کردند. یافتهها نشان داد تنهایی و انزوای اجتماعی هم بر سلامت جسمی و هم بر سلامت روان اثر منفی میگذارند، اما شدت این تأثیرات متفاوت است.
برتری اثرات روانی بر جسمی
ارتباط تنهایی و انزوا با کاهش سالهای زندگی بدون اختلالات روانی (بهویژه افسردگی و اضطراب)، بسیار قویتر از تأثیر آنها بر بیماریهای جسمی بود. در این پژوهش، بیماریهای جسمی زیر مورد بررسی قرار گرفتند:
- دیابت نوع ۲
- بیماریهای قلبیعروقی
- بیماریهای مزمن تنفسی
- بیماریهای تخریبکننده عصبی
- سرطان
دادهها نشان میدهد افرادی که در سن ۵۰ سالگی همزمان دچار احساس تنهایی و انزوای اجتماعی بودند، در مقایسه با افراد عادی، سالهای بسیار کمتری را بدون بیماریهای مزمن اصلی سپری کردند.
تفاوتهای جنسیتی در تجربه انزوا
یکی از یافتههای کلیدی این تحقیق، تفاوت واکنشهای جسمی و روانی زنان و مردان در برابر تنهایی است. در زنان، سلامت روان ارتباط تنگاتنگتری با «احساس تنهایی» داشت، اما در مردان، «انزوای اجتماعی» (محدودیت تماس) عامل اصلی تخریب سلامت روان بود.
آمار کاهش سالهای زندگی سالم به تفکیک جنسیتی به شرح زیر است:
- زنان:از دست دادن ۲.۴ سال از سالهای بدون بیماری جسمی و ۳.۷ سال از سالهای بدون اختلالات روانی.
- مردان:از دست دادن ۱.۷ سال از سالهای بدون بیماری جسمی و ۵.۸ سال از سالهای بدون اختلالات روانی.