
سالها بود که شاغل بودن و حضور در فضای اجتماعی، تنها معیار پیشرفت زنان تلقی میشد. اما امروز ادبیات علمی جهان پرسش متفاوتی را مطرح میکند: آیا داشتن شغل بهتنهایی به معنای توانمندی است یا صرفاً ابزاری برای رسیدن به اهداف دیگر؟
توانمندی؛ فراتر از درآمد و شغل
در رویکردهای مدرن توانمندسازی، تعریف قدرت از مدلهای صرفاً اقتصادی فاصله گرفته است. نایلا کبیر، نظریهپرداز برجسته این حوزه، در مقالهای در نشریه Development and Change، توانمندسازی را فرآیندی میبیند که در آن فرد قدرت اتخاذ تصمیمات راهبردی در زندگیاش را به دست میآورد.
کبیر برای سنجش دقیق توانمندی، سه مؤلفه کلیدی را از یکدیگر تفکیک میکند:
- منابع:دسترسی به ابزارهایی مانند درآمد، تحصیلات و سرمایه.
- عاملیت:توانایی تصمیمگیری مستقل و مدیریت مسیر زندگی.
- دستاوردها:نتایج عملی و خروجیهای حاصل از انتخابهای فرد.
این تحلیل نشان میدهد داشتن منابعی مثل شغل یا درآمد بهخودیخود به معنای توانمندی نیست، بلکه عاملیت و نتایجی که از این منابع حاصل میشود، تعیینکننده جایگاه واقعی فرد است.
حلقه مفقوده؛ کار مراقبتی و فشار مضاعف
همزمان با گسترش حضور زنان در بازار کار، واقعیتهای جدیدی آشکار شد. زن تنها «نیروی کار» نیست، بلکه همزمان نقش مادر، همسر، مدیر خانه و مراقب کودک یا سالمندان را ایفا میکند. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در بررسیهای خود، این موضوع را به شکل جدی دنبال کرده است.
گزارشهای OECD صراحتاً اشاره دارد که زنان بخش اعظم کارهای مراقبتی و خانگی بدون مزد را بر عهده دارند. این سازمان «کار مراقبتی بدون مزد» را حلقه مفقوده در تحلیل شکافهای جنسیتی بازار کار مینامد. توزیع نابرابر این مسئولیتها مستقیماً بر مسیر شغلی، میزان دستمزد و سرعت پیشرفت حرفهای زنان اثر منفی میگذارد.
به همین دلیل، سیاستگذاریهای جدید در کشورهای عضو OECD بر محورهای زیر متمرکز شده است:
- توسعه سیستمهای مراقبت از کودک.
- اعمال انعطافپذیری در محیطهای کاری.
- بازنگری در قوانین مرخصی والدین.
این رویکردها تلاش میکنند تا تضاد میان حضور اجتماعی و نقشهای خانوادگی را کاهش دهند تا حضور زن در جامعه، هزینهای کمرشکن برای خانواده یا مسیر شغلی او نباشد.