
سرمایهی مرگ و گرسنگی در زنجان
بحران غذایی سالهای ۱۲۹۷ و ۱۲۹۸ شمسی زنجان را به میدان مرگ تبدیل کرد. شدت این قحطی چنان بود که مردم در اوج استیصال، برای یافتن هر ذره غذا، حتی به خوردن خون حیوانات، استخوانها و دانههای جو باقیمانده در سرگین روی آوردند. حاج سید احمد زنجانی که خود شاهد این وقایع بود، در آثارش ثبت کرده است که این دوره سیاه، ۱۸ هزار نفر را به کام مرگ کشاند.
پیوند قحطی و زکات از نگاه نویسنده
نویسنده در کتاب خود، ریشه این فاجعه را در مسائل معنوی و اجتماعی میبیند. او به طور مشخص «منع زکات» را یکی از آثار شوم و عامل بروز قحطی میداند. او برای تبیین دیدگاه خود به روایتی از پیامبر اکرم (ص) در کتاب کافی (جلد ۲، صفحه ۶۰۴) استناد میکند که در آن آمده است:
- امت پیامبر تا زمانی که به یکدیگر خیانت نکنند، امانتداری کنند و زکات بدهند، در خیر و خوشی هستند.
- ترک این تکالیف، جامعه را دچار قحطی و سختی میکند.
مقایسه با قحطیهای پیشین و وضعیت سال اول
حاج سید احمد زنجانی پیش از این، نام قحطی سال ۱۲۸۸ قمری (۱۲۵۰ شمسی) را شنیده بود، اما تأکید میکند که ابعاد ویرانگر آن را تا زمان وقوع قحطی سالهای ۱۳۳۵ و ۱۳۳۶ قمری (۱۲۹۷ و ۱۲۹۸ شمسی) درک نکرده بود. او گزارشهای خود را بر اساس مشاهدات عینی در شهر زنجان ثبت کرده تا بتوان از طریق آن، وضعیت سایر شهرهای ایران در آن دوران را تحلیل کرد.
سال نخست؛ گندم ۶۰ تومانی و ذخایر قدیمی
در سال نخست این بحران (۱۳۳۵ قمری)، خشکسالی شدید باعث نابودی گسترده محصولات زراعی شد. با این حال، فاجعه در سال اول به شدت سالهای بعد نرسید؛ زیرا مقداری از محصول سال گذشته در انبارها باقی مانده بود و همین ذخایر اندک، مانع از گرسنگی شدید مردم شد. در آن بازه زمانی، قیمت هر خروار گندم از ۶۰ تومان فراتر نرفت و برخی از ثروتمندان نیز برای کاهش فشار بر مردم، اقدام به کمکهای مالی و غذایی کردند.