
تردید بازیگر در برابر اصرار استاد
مهدی صبایی در روایت خود از یکی از سکانسهای سریال «بدون شرح»، از لحظهای میگوید که طبق سناریو باید ضربهای به زندهیاد فتحعلی اویسی وارد میکرد. صبایی با اشاره به احترام ویژهای که برای این پیشکسوت هنر داشت، تاکید میکند که در ابتدا بهشدت در برابر اجرای این بخش از صحنه مقاومت کرد.
او میگوید با وجود اصرار تیم تولید و ضرورت پیشبرد داستان، دلش نمیآمد دستش را روی استاد اویسی بلند کند. صبایی در حالی که در برابر این اتفاق انکار میکرد، بارها از اویسی خواهش کرد که اجازه دهد این بخش از صحنه تغییر کند یا به شکلی دیگر اجرا شود تا مجبور به ضربه زدن نباشد.
واکنش فتحعلی اویسی به اجرای صحنه
اما در نهایت، اصرار استاد و نیازهای نمایشی بر تردیدهای صبایی غلبه کرد. بازیگر جوان پس از اصرارهای مکرر، بالاخره تصمیم گرفت صحنه را طبق دستور کارگردان اجرا کند. صبایی در این باره میگوید:
- با وجود ترس و تردید، بالاخره ضربه را وارد کرد.
- پس از اجرای صحنه، فتحعلی اویسی واکنش تندی نشان داد و حسابی عصبانی شد.
این خاطره که اکنون با لبخند روایت میشود، یادآور فضای صمیمی و در عین حال جدی فیلمبرداریهای سریال «بدون شرح» و رابطهی میان نسلهای مختلف بازیگران در پشت صحنه است.