
قصاص؛ ابزاری برای حفظ حیات و بازدارندگی
مهدی رستمنژاد در نخستین نشست از سلسلهمباحث «بررسی مبانی انتقام و خونخواهی در قرآن»، به کالبدشکافی سه واژه «قصاص»، «انتقام» و «ثارالله» پرداخت. او قصاص را یک حق شخصی و محدود تعریف کرد که تنها در چارچوب احکام فقهی و تحت نظارت مستقیم حاکم و قاضی اجرا میشود. از دیدگاه رئیس پژوهشکده حج و زیارت، قصاص هرگز یک اقدام خودسرانه یا خارج از ضوابط شرعی نیست.
فلسفه اصلی تشریع قصاص در قرآن کریم با عبارت «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ» بیان شده است. این قانون با ایجاد ترس از مجازات، عاملی بازدارنده برای جلوگیری از گسترش قتل و کشتار در جامعه میشود. در این نظام، نکات کلیدی زیر :
- قصاص اگرچه نوعی انتقام است، اما هدفگذاری آن با انتقام الهی تفاوت بنیادین دارد.
- در نظام قصاص، عفو، صلح و گذشت جایگاه ویژهای دارند.
- صاحب حق میتواند در چارچوب احکام شرعی از حق خود بگذرد.
- هدف نهایی قصاص، حفظ حیات جامعه است، هرچند ممکن است در مقام اجرا، تشفی خاطر فردی رخ دهد.
تبیین مفهوم انتقام الهی و نحوه اجرای آن
رستمنژاد با بررسی کاربرد واژه «انتقام» در قرآن کریم تصریح کرد که این مفهوم با مجازات و عذاب الهی پیوند خورده و لزوماً به معنای مقابله فرد با فرد نیست. او برای تبیین این موضوع به آیات مربوط به جنگ بدر اشاره کرد و عبارت «فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ» را تحلیل نمود.
از نظر وی، انتقام الهی همیشه از طریق حوادث طبیعی همچون طوفان یا صاعقه تحقق نمییابد، بلکه گاهی در قالب اقدامات بشری جاری میشود. در جنگ بدر، انتقام الهی به دست پیامبر(ص) و مسلمانان اجرا شد. این یعنی انتقام الهی میتواند از طریق دست انسانها محقق شود، اما به دلیل هدف و حقیقت الهی، نسبت به خداوند داده میشود.
در آیات مربوط به جنگها، این دوگانه دیده میشود: از یک سو فرمان «قَاتِلُوهُمْ» (با آنها بجنگید) متوجه مؤمنان است و از سوی دیگر، نتیجه و عذاب حاصل از این نبرد به خداوند نسبت داده میشود. بنابراین، مجازات الهی لزوماً به معنای مداخله مستقیم و غیربشری نیست، بلکه در قالب اراده الهی و توسط ابزارهای زمینی اجرا میگردد.