
تراژدی در جنوبیها و پاسخ موشکی
دیشب بمبها، موشکها و پهپادهای ارتش آمریکا شهرهای جنوبی ایران را هدف قرار دادند. این حملات علاوه بر خسارات مادی گسترده، تلفات جانی نیز بر جای گذاشت. یکی از غمانگیزترین بخشهای این حادثه در منطقه کوهستانک رخ داد، جایی که یک مجلس عروسی در میانهی آتش حملات به عزا تبدیل شد.
در مقابل، نیروهای ایرانی برای پاسخ به این تهاجم، پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه را با موشک هدف قرار دادند. این زد و خوردها در حالی رخ میدهد که هیچ پاسخ روشنی برای زمان پایان یا نقطه خروج از این بنبست وجود ندارد.
تناقضات استراتژیک واشینگتن
دولت آمریکا در مواجهه با ایران دچار دوگانگی است. از یک سو، بر ادامه فشارها برای فروپاشی ساختار امنیتی و اقتصادی ایران تأکید میکند، اما از سوی دیگر، هدف از این فشارها را مجبور کردن سران جمهوری اسلامی به بازگشت به میز مذاکرات میداند. این تناقض باعث شده تا مسیر عملیاتی آمریکا مبهم باقی بماند.
گسست در تصمیمگیریهای داخلی
در جبهه ایرانی نیز با وجود تأکید مداوم مقامهای مسئول بر لزوم وحدت و انسجام اجتماعی، صدای واحدی درباره مدیریت جنگ شنیده نمیشود. شکاف دیدگاهها را میتوان در دو جریان اصلی دید:
- سران قوا که هدف خود را احیای تفاهمنامه و اجبار آمریکا به اجرای مفاد آن اعلام کردهاند.
- جریانهای دیگری در داخل حکومت که با تفاهمنامه مخالفاند و بر تداوم جنگ و ضرورت اجرای عملیات پیشدستانه پافشاری میکنند.
محدودیت ظرفیتها و احتمال وقوع اتفاقات تصادفی
وقتی هر دو طرف در وضعیت مبهم باشند، جنگ در مسیری فرسایشی و متناوب پیش میرود. اما مسئله اصلی این است که ظرفیت هر دو طرف برای تحمل این وضعیت محدود است و بعید به نظر میرسد شرایط کنونی حتی برای چند ماه آینده تداوم یابد.
در چنین فضای متشنجی، احتمال وقوع یک اتفاق دراماتیک و غیرقابل پیشبینی افزایش مییابد. ماهیت این اتفاقات تصادفی است و پیشبینی آنها دشوار است؛ اما همین «قضا و قدر» یا اتفاقات پیشبینیناپذیر است که میتواند مسیر منازعه را به سمتی جدید سوق دهد و سرنوشت طرفین را رقم بزند.