
فوکویاما در این گفتگو ابتدا به سراغ یکی از جنجالیترین مقالات خود در سال ۱۹۸۹، یعنی «پایان تاریخ» رفت. او تاکید کرد که هرگز قصد نداشته پایان جنگها، حوادث یا نقصهای بشری را پیشبینی کند. از دیدگاه هگلی او، مفهوم پایان تاریخ به معنای نبود ایدئولوژی جایگزینی است که بتواند بهتر از لیبرالدمکراسی نیازهای بنیادین انسان را تامین کند.
تیموس؛ کلید درک پوپولیسم و ترامپیسم
فیلسوف مشهور برای تحلیل خشونتهای سیاسی مدرن و ظهور پوپولیسم راست، به مفهوم «تیموس» یا همان اشتیاق انسان برای به رسمیت شناخته شدن کرامت انسانی اشاره میکند. او معتقد است سرخوردگیهای اجتماعی ریشه در این نیاز عمیق دارد و نادیده گرفتن آن، مسیر را برای جریانهای افراطی هموار میکند.
فوکویاما در نقد تند خود به دونالد ترامپ، او را فردی فاقد «قطبنمای اخلاقی» توصیف کرد. به باور او، ترامپ سودجویی شخصی را بر موازین و ارزشهای دمکراتیک ترجیح میدهد و همین ویژگی، او را به نمادی از انحطاط سیاسی در آمریکا تبدیل کرده است.
دلایل چرخش ایدئولوژیک پس از ۳۷ سال
تغییر موضع فوکویاما از جناح راست به چپ، حاصل مواجهه با واقعیتهای سیاسی دهه اخیر است. او مسیر این تحول را با محورهای زیر تبیین میکند:
- گسست کامل از جریان نئوکانها و ابراز انزجار از ماجراجوییهای نظامی ایالات متحده در عراق.
- ضرورت بازنگری در سیاستهای بازار آزاد برای کاهش شکافهای طبقاتی.
- اعتقاد به اهمیت وجود یک «دولت کارآمد» که بتواند خدمات اساسی را به شهروندان ارائه دهد.
- لزوم شنیده شدن صدای طبقه کارگر در بدنه تصمیمسازان سیاسی.
او در پایان بر این نکته تاکید کرد که تفکر سیاسی نباید ایستا باشد، بلکه باید متناسب با واقعیتهای متغیر جهان، بیدار و پویا بماند تا بتواند پاسخگوی نیازهای عصر جدید باشد.