
نظام بینالملل تغییر کرده است، اما سیاستمداران غربی همچنان با ابزارهای دوران پس از جنگ سرد فکر میکنند. جان مرشایمر استدلال میکند که دوران استثنایی هژمونی آمریکا، زمانی که واشنگتن با محدودیتهای حداقلی در جهان عمل میکرد، به پایان رسیده است. اکنون توازن قدرت میان سه محور ایالات متحده، چین و روسیه شکل گرفته و جهان به دوران رقابت قدرتهای بزرگ بازگشته است.
سقوط نظم لیبرال و بازگشت موازنه قوا
از دیدگاه مرشایمر، آنچه «نظم بینالمللی لیبرال» نامیده میشود، در اصل سازوکاری غربی بود که پس از فروپاشی شوروی سعی کرد ابعاد جهانی پیدا کند. اما امروز شرایط بنیادین آن نظم تغییر کرده است. قدرتهای نوظهور دیگر پذیرای تحمیل قوانین یکجانبه نیستند:
- چین:به یک ابرقدرت نظامی و اقتصادی تبدیل شده و دیگر پذیرای نفوذ غرب در مناطق استراتژیک خود نیست.
- روسیه:همچنان قابلیتهای نظامی قدرتمندی دارد و به عنوان یک بازیگر کلیدی در توازن قدرت باقی مانده است.
- ایالات متحده:دیگر توانایی گذشته را برای دیکته قوانین نظم جهانی به سایرین ندارد.
بزرگترین خطای سیاستگذاران غربی این است که فرض میکنند قدرتهای بزرگ، گسترش نفوذ غرب در مناطق حساس راهبردی را به سادگی میپذیرند. آنها اهمیت «سیاست موازنه قوا» را نادیده گرفتهاند و طوری رفتار میکنند که گویی هنوز در دوران تکقطبی به سر میبرند.
ریشههای امنیتی جنگ اوکراین
مرشایمر جنگ اوکراین را محصول مستقیم گسترش ناتو و ایجاد یک «معضل امنیتی» برای روسیه میداند. از منظر مسکو، پیشروی مداوم یک ائتلاف نظامی قدرتمند غربی تا مرزهایش، یک تهدید راهبردی جدی است، نه یک اقدام صلحآمیز.
روسیه پیش از این بارها هشدار داده بود که ورود اوکراین به حوزه امنیتی غرب، با توجه به موقعیت جغرافیایی این کشور، غیرقابل قبول است. اشتباه بنیادین غرب در این بود که نگرانیهای امنیتی روسیه را نادیده گرفت. مرشایمر تأکید میکند که هر قدرت بزرگی وقتی شاهد حرکت قابلیتهای نظامی خصمانه به سمت مرزهای خود باشد، با قدرت واکنش نشان میدهد.