
مغالطه علتتراشی برای توجیه بمباران
یاسمن پهلوی در استوری اخیر خود، پیوندی عجیب میان فاجعه بمباران اتمی ژاپن و پیشرفت اقتصادی این کشور برقرار کرده است. او حتی مشکلات اقتصادی کوبا را به این دلیل میداند که آمریکا این کشور را بمباران نکرده است. این نوع تحلیل، فراتر از یک اشتباه ساده، یک مغالطه آشکار برای توجیه جنایات جنگی است.
در منطق، زمانی که دو اتفاق بهطور متوالی رخ میدهند اما لزوما رابطهای علی و معلولی بین آنها نیست، افراد سودجو از این همپوشانی برای گمراه کردن مخاطب استفاده میکنند. این شگرد که «مغالطه علتتراشی جعلی» نام دارد، گاهی بهصورت مستقیم و گاهی از طریق کنار هم قرار دادن دو تصویر بیربط اجرا میشود تا ذهن مخاطب خودبهخود به نتیجهای غلط برسد.
واقعیتهای اقتصادی در برابر توهمات سیاسی
اگر بمباران اتمی واقعا کلید پیشرفت باشد، باید پاسخ داد که چرا چین بدون تجربه چنین بمبارانی به یکی از بزرگترین قدرتهای اقتصادی و فناوری جهان تبدیل شد؟ یا چرا کشورهایی مانند لائوس که بمبارانهای گستردهای را تحمل کردند، هرگز به مسیر توسعه ژاپن نرسیدند؟
واقعیت این است که توسعه هر کشور حاصل مجموعهای از متغیرهای پیچیده است. نمیتوان پیچیدگیهای اجتماعی و اقتصادی را در یک اتفاق تراژیک خلاصه کرد:
- عوامل سیاسی، ساختارهای داخلی و بستر تاریخی نقش اصلی را در رشد کشورها دارند.
- رابطه مستقیم میان تخریب گسترده و پیشرفت سریع، یک توهم است نه یک واقعیت علمی یا تاریخی.
- توسعه ژاپن نتیجه متغیرهای متعددی است، نه نتیجه مستقیم بمباران اتمی.
خطر عادیسازی خشونت
تکرار مداوم این دست روایتهای جعلی، خطری جدیتر از یک تحلیل غلط دارد. وقتی حقیقت وارونه شود، جنایتها در قالب وعدههایی برای «آینده بهتر» پنهان میشوند. در چنین فضایی، جایگاه قربانی و جنایتکار عوض شده و متجاوز در قامت نجاتبخش معرفی میشود تا خشونت به عنوان ابزاری برای پیشرفت، عادیسازی شود.