
تئاتر به مثابه پرسشی بیپاسخ
گاه انسان در نقطهای میایستد که تفکیک خوب و بد یا تشخیص مسیر صحیح از اشتباه، دیگر ساده نیست. در چنین لحظاتی، تصمیمگیری از یک انتخاب معمولی به نبردی میان احساس، منطق و مسئولیت تبدیل میشود. نمایش «پروتکل خرگوش» دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ جایی که فرد ممکن است در مواجهه با یک دوراهی اخلاقی دچار انفعال شود یا ترجیح دهد بار تصمیمگیری را به دوش دیگری بیندازد.
امیرحسین آژیر، نویسنده و کارگردان این اثر، بهجای ارائه یک پاسخ قطعی و بسته، مخاطب را با موقعیتی پیچیده مواجه کرده است. هدف او این است که تماشاگر پس از پایان نمایش، بهجای خروج سریع از سالن، وارد مسیری از تأمل شود. از دیدگاه آژیر، تئاتر واقعی زمانی شکل میگیرد که تماشاگر پس از خروج از سالن، درباره آنچه دیده با دیگران به گفتگو بنشیند.
چالشهای ذهنی در مواجهه با اخلاقیات
محور اصلی آثار آژیر همواره حول موضوع اخلاقیات میچرخد. او در این نمایش به دنبال پاسخ به این پرسش است که وقتی منطق و احساس هر دو در تشخیص مسیر درست ناتوان باشند، واکنش انسان چیست. او این وضعیت را یک چالش ذهنی میبیند که میتواند منجر به واکنشهای متفاوتی شود:
- دچار انفعال و حالت «فریز شدن» در برابر تصمیم سخت.
- واگذاری اختیار تصمیمگیری به شخص ثالث.
- تضاد میان تحلیل منطقی و کششهای احساسی.
تأمل در مفهوم «پروتکل خرگوش»
عنوان نمایش به مفهوم مشاهده و قضاوت اشاره دارد. آژیر معتقد است دیدگاه ما نسبت به یک اتفاق زمانی که از بیرون به آن نگاه میکنیم، با زمانی که خودمان در دل آن موقعیت هستیم، متفاوت است. در واقع، موقعیت است که مسیر واکنشها را تعیین میکند، نه صرفاً ماهیت اتفاق.
این نمایش با طرح این پرسش که آیا مشاهدهگر بیرونی میتواند دقیقتر قضاوت کند یا خیر، مخاطب را به بازنگری در نحوه مواجهه با بحرانهای اخلاقی دعوت میکند. تماشاگر در پایان نمایش متوجه میشود که حقیقت، بیش از آنکه در پاسخها باشد، در خودِ پرسشها و تردیدهای میان مسیر نهفته است.