
عکاسی جنگ؛ فراتر از انفجار و ویرانی
عکاسی در محیطهای جنگی صرفاً به شکار لحظات انفجار یا شلیک خلاصه نمیشود. روایت واقعی جنگ در جزئیاتی نهفته است که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند؛ چهرههای تکاندهنده افرادی که خانهشان را از دست دادهاند، خیابانهای تغییر شکل یافته و تلاشهای امدادگران میان آوارها. حتی لحظهای که عکاس تصمیم میگیرد دوربینش را پایین بیاورد، بخشی از روایت این هنر است.
نشست و کارگاه انتقال تجربه «عکاسِ جنگ، جنگِ عکاس» با حضور عکاسان خبری از جمله عرفان کوچاری، وحید بیات و امین خسروشاهی، به این پرسش پاسخ داد که عکاس در مواجهه با بحران با چه چیزی روبهروست. پاسخ این است که عکاس با مجموعهای از تصمیمات حرفهای، انسانی و اخلاقی مواجه است که باید در چند ثانیه اتخاذ شوند.
آمادگی ذهنی پیش از ورود به میدان
عرفان کوچاری، عکاس خبری، آمادگی ذهنی و حرفهای را پیششرط حضور در محیطهای بحرانی دانست. او معتقد است اتفاقات جنگ پیشبینیناپذیرند و یک تصمیم نادرست میتواند بهای سنگینی داشته باشد. از نظر او، عکاس باید پیش از ورود به میدان، با فضای احتمالی و خطرات پیش رو آشنا باشد.
کوچاری تجربه را تنها مجموعهای از اتفاقات تصادفی نمیبیند، بلکه آن را دانشی میداند که به مرور در ذهن و رفتار عکاس شکل میگیرد. او برای دستیابی به این سطح از آمادگی، بر موارد زیر تأکید کرد:
- بهرهگیری از تجربه حضور در مانورها، حوادث و موقعیتهای بحرانی برای تقویت قدرت تصمیمگیری.
- شناخت دقیق نقاط استقرار و انتخاب مسیرهای ایمن برای حرکت.
- تعیین زمان مناسب برای نزدیک شدن به سوژه یا فاصله گرفتن از موقعیت خطرناک.
ترس به مثابه ابزار تصمیمگیری
یکی از محورهای کلیدی این گفتگو، بازتعریف مفهوم شجاعت و ترس بود. کوچاری با اشاره به تجربه حضور در حادثه ساختمان پلاسکو، استدلال کرد که ترس لزوماً با حرفهایگری در تضاد نیست. در واقع، ترس میتواند به عنوان یک سیستم هشدار عمل کند تا عکاس خطر را مجدداً ارزیابی کرده و در صورت لزوم یک قدم عقبتر بایستد.
از این منظر، شجاعت عکاس جنگ را نباید تنها در نزدیک شدن به خطر جستوجو کرد. هنر واقعی عکاس در تشخیص لحظه درست برای ثبت تصویر و همزمان، حفظ جان خود است تا بتواند روایتها را به دنیا منتقل کند.