
جوان امروز ایرانی با وجود داشتن مدرک دانشگاهی و دغدغهی شغلی، در حسرت امنیت اقتصادی و خانهدار شدن است. در حالی که نسلهای پیشین با درآمدی به مراتب کمتر از امروز، توانستند به ثبات زندگی و مالکیت مسکن برسند، متولدان دهه ۶۰ به بعد با تناقض عجیبی روبروستند: اشتغال بیشتر، اما دسترسی کمتر به ثروت.
تغییر الگوی رفاه؛ از دارایی به درآمد شکننده
محمدرضا احدی، فعال مدنی، در تحلیل خود به چرخشی بنیادین در منطق توزیع رفاه در دو دهه اخیر اشاره میکند. امنیت اقتصادی در ایران از دو نظام متفاوت عبور کرده است:
- رفاه داراییمحور:نسلهای پیشین امنیت خود را بر ستونهایی چون مالکیت زمین، خانه، خودرو و پسانداز ریالی بنا کردند.
- رفاه درآمدی شکننده:نسل جوان در سیستمی گیر افتاده که اگرچه اعداد درآمدی در آن بالاتر است، اما بهدلیل تورم مزمن و بیثباتی شغلی، قدرت تبدیل شدن به ثروت ماندگار را ندارد.
پارادوکس مدرک تحصیلی و ثبات معیشتی
امروز شاهد وضعیتی هستیم که جوانان حتی با مدارک تحصیلی بالاتر و ساعات کاری طولانیتر، در رسیدن به معیارهای ثبات اقتصادی نسل قبل ناتواناند. این وضعیت باعث شده برای نخستین بار در تاریخ معاصر ایران، نسل فرزندان بهطور سیستماتیک از نظر دارایی خالص و امنیت معیشتی، از نسل والدین خود عقبتر بیفتد.
ریشههای روانی و اجتماعی احساس فقر
احساس فقر در نسل جوان تنها به ارقام و اعداد محدود نمیشود، بلکه ریشه در انتظارات و تجربیات زیستهی آنها دارد. نسلهای گذشته در دورههای رونق نسبی یا ثبات قیمتها رشد کردند، اما متولدان دهه ۶۰ به بعد از نوجوانی با روایتهای بحران، تحریم و جهش ارزی بزرگ شدهاند.
این فشار روانی، زمانی تشدید میشود که روایتهای مربوط به کوچکشدن سفرههای مردم در رسانهها و شبکههای اجتماعی بازتولید میشود و باعث میشود شکاف نسلی اقتصادی به یک پرسش بنیادین درباره آینده توسعه و انسجام اجتماعی ایران تبدیل شود.