
در کوهستک، بقایای مهمات پس از حمله، کارشناسان تسلیحاتی را به نتیجهای خاص رساند. شواهد نشان میدهد این حمله با مهمات هدایتشونده آمریکایی، احتمالاً از نوع JSOW، انجام شده است. واشنگتن هنوز مسئولیت این عملیات را نپذیرفته و مدعی است گزارشها در حال بررسی است، اما واقعیت میدان جنگ سادهتر از بیانیههای پنتاگون بود: موشکی که به جای هدف نظامی، لباس عروسی را هدف گرفت.
عربصالیم؛ پایان تلخ ماه عسل
کمتر از دو روز بعد، در جنوب لبنان و منطقه عربصالیم، سَجا موسی شراره در خانهای که تازه برای شروع زندگی مشترکش به آن نقل مکان کرده بود، هدف حمله هوایی اسرائیل قرار گرفت. او نه در جبهه بود و نه در اتاق عملیات؛ او در خانه بود. این حمله نه تنها خانه را ویران کرد و جان سجا را گرفت، بلکه شش نفر دیگر از جمله یک کودک، یک زن و یک سالمند را زخمی کرد.
ادعای اسرائیل در برابر واقعیت
- ارتش اسرائیل مدعی شد هدف این حمله، زیرساختهای حزبالله در پاسخ به دو پهپاد بمبگذاریشده بود.
- اما در میان آوارهای این خانه، باز هم لباس عروس دیده شد؛ نمادی از تضاد میان بیانیههای نظامی و واقعیتهای انسانی.
پارادوکس جنگهای «دقیق»
دنیای نظامی امروز از فناوریهای انقلابی سخن میگوید. رادارها، تصاویر حرارتی، ماهوارهها و سامانههای هدایتی که هزاران کیلومتر را با دقت میلیمتری طی میکنند تا هدف را بزنند. این تجهیزات با وعده تفکیک دقیق بین مراکز نظامی و مناطق مسکونی عرضه شدهاند تا تلفات غیرنظامی به حداقل برسد.
اما معیار دقت را نباید در نمایشگرهای اتاق عملیات جستوجو کرد، بلکه باید در آنچه روی زمین باقی میماند دید. وقتی موشکی مختصات خود را بهدرستی میشناسد اما در نهایت به لباس یک عروس میرسد، مفهوم «دقت» به یک طنز تلخ تبدیل میشود. اگر این حملات دقیق بودهاند، چرا عروسیها در خانههای مسکونی به قتلگاه تبدیل میشوند؟
در کوهستک و عربصالیم، مرگ فارغ از نامهایی که بیانیههای رسمی بر آن میزنند، یک حقیقت عریان بود. تضاد میان تصویر یک لباس عروس و یک موشک هدایتشونده، تمام ادعاهای تکنولوژیک درباره جنگهای پاک و دقیق را به چالش میکشد.