
بیشتر از دستمزد، قیمتها رشد کردند
دادههای اقتصادی پنج سال اخیر گویای حقیقتی تلخ برای خانوادههای ایرانی است. در حالی که نرخ دلار در این بازه زمانی حدود ۷.۲ برابر شده، سطح عمومی قیمتها نیز تقریباً ۷ برابر افزایش یافته است. اما مشکل اصلی اینجاست که حداقل دستمزدها نتوانستند با این سرعت پیش بروند و تنها ۶.۳ برابر رشد کردند.
این اختلاف عددی در ظاهر کوچک، در واقعیت به معنای کاهش شدید قدرت خرید واقعی خانوارهاست. وقتی رشد قیمتها از رشد درآمد پیشی میگیرد، سهم درآمد از سبد مصرفی کوچکتر شده و در نهایت، کیفیت سفرهها کاهش مییابد. این روند را میتوان در تشدید فقر غذایی در لایههای مختلف جامعه مشاهده کرد.
بحران در اقلام اساسی و شوکهای قیمتی
تورم در تمامی بخشها یکسان پیش نرفته است. فشار اصلی بر اقلام خوراکی متمرکز شده؛ بهطوریکه قیمت کالاهای اساسی نظیر روغن، گوشت و لبنیات با سرعتی بسیار بیشتر از دستمزدها رشد کردهاند. شواهد عینی این فشار تورمی را میتوان در شبکههای اجتماعی دید؛ برای نمونه، اخیراً ویدیوهایی از فروش یک کیلوگرم چیپس نمکی با قیمتی بیش از یک میلیون تومان منتشر شده که نشاندهنده جهش غیرمتعارف قیمت برخی کالاهاست.
عوامل متعددی در این جهش قیمتی نقش داشتند، از جمله:
- حذف ارز ترجیحی در ماههای پایانی سال ۱۴۰۴ (طبق گزارشهای موجود).
- اختلال در تردد کشتیها در تنگه هرمز در ماههای اخیر.
- عدم انتقال اثرات مثبت صادرات نفتی به کیفیت زندگی خانوارها.
مبنای محاسبات و شاخصها
برای درک دقیق این تغییرات، اقتصاددانان از «سال پایه» استفاده میکنند. در این تحلیل، سال ۱۴۰۰ به عنوان سال مبنا (با شاخص ۱۰۰) انتخاب شده است. این یعنی هر عددی که برای سالهای بعد ثبت میشود، نشاندهنده میزان تغییر نسبت به وضعیت سال ۱۴۰۰ است.
بررسی شاخصهای مختلف کالا و خدمات تایید میکند که افزایش قیمتها در این پنج سال توزیع یکسانی نداشته و برخی گروههای کالایی، فشار تورمی بسیار شدیدتری را به مصرفکنندگان تحمیل کردهاند. با وجود اینکه در مقاطعی صادرات نفتی ارقام قابل قبولی را ثبت کرده، اما این رشد درآمدی در سطح خریداران نهایی و سفرههای خانوارها احساس نشده است.