
چالشهای اجرای سیاستهای حمایتی در اقتصاد ایران
یارانه، کالابرگ و کنترل قیمتها ابزارهای متداولی هستند که دولتها در سراسر جهان برای حمایت از اقشار آسیبپذیر در دوران بحرانهای اقتصادی به کار میگیرند. با این حال، کارآمدی این سیاستها در ایران با چالشهای جدی مواجه شده است که بسیاری از کارشناسان اقتصادی ریشه آن را در بستر تورمی اقتصاد جستجو میکنند.
شکاف میان تورم و مبالغ حمایتی
مرتضی افقه، اقتصاددان، با اشاره به اینکه حمایتهای معیشتی مختص ایران نیست، معتقد است مشکل اصلی در نحوه اجرا و ثبات این سیاستها نهفته است. بر اساس تحلیلهای مطرح شده، موارد زیر از دلایل اصلی کاهش اثرگذاری این حمایتها محسوب میشوند:
- ثابت ماندن مبالغ یارانه و کالابرگ در مقابل تورم فزاینده.
- سرعت بالای رشد قیمتها ناشی از آزادسازی نرخ ارز که قدرت خرید را به سرعت کاهش میدهد.
- ناتوانی حمایتهای نقدی در جبران شکاف هزینههای خانوار پس از گذشت یک سال یا کمتر از اجرای طرح.
ماهیت یارانه و ضرورت بازنگری در سیاستها
این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه یارانه در ذات خود ابزاری برای کاهش نابرابری است، تصریح کرد که تلقی منفی عمومی نسبت به رانت و یارانه، ناشی از سوءاستفادههای احتمالی از این منابع است. وی تأکید دارد که اگرچه دولتها در شرایط بحرانی ناچار به دخالت در بازار هستند، اما تا زمانی که تورم ساختاری کنترل نشود، تزریق منابع مالی به صورت یارانه یا کالابرگ تنها مسکنی موقت خواهد بود که به سرعت اثر خود را در سبد معیشتی مردم از دست میدهد.
در نهایت، کارشناسان بر این باورند که برای حفظ قدرت خرید مردم، دولت باید علاوه بر حمایتهای مستقیم، بسترهای اقتصادی را به گونهای مدیریت کند که تورم ناشی از نوسانات ارزی، ارزش واقعی کمکهای معیشتی را خنثی نکند.