«وقتی رئیسجمهوری که با شعار «اول آمریکا» و تهدید همزمان چین، روسیه و ایران بر سر کار آمده، برای پایین کشیدن قیمت بنزین در پمپبنزینهایش ناچار شود به مسکو زنگ بزند و از
ولادیمیر پوتین گازوئیل بخواهد، یعنی معادله قدرت در صحنه جهانی چیز دیگری شده است.» این تصویر، دقیقاً همان چیزی است که این روزها در واشنگتن در حال وقوع است؛ تصویری که نه در ستادهای تبلیغاتی ترامپ، بلکه در صف طولانی خودروها مقابل ایستگاههای سوخت آمریکا خود را نشان میدهد.
چند ماه پیش، وقتی
ارتش آمریکا ناوگانهایش را به آبهای جنوبی ایران گسیل داشت و مواضعی در شرق
تنگه هرمز را هدف قرار داد،
کاخ سفید این عملیات را «بازدارندگی هوشمندانه» نامید. اما آنچه در عمل رخ داد، نه بازدارندگی بود و نه هوشمندانه.
نیروهای مسلح ایران در واکنشی حسابشده، با شناورهای تندرو، پهپادهای انتحاری و مینهای دریایی، عملاً آبراه استراتیگ هرمز را به روی نفتکشهای عبوری ناامن کردند. شرکتهای بیمه دریایی ظرف چند روز، نرخ حق بیمه کشتیهای عبوری از هرمز را چند برابر کردند و بسیاری از خطوط کشتیرانی، مسیرهای جایگزین را انتخاب کردند یا اصلاً سفر را لغو کردند.
نتیجه؟ قیمت بنزین در آمریکا طی هشت هفته گذشته بیش از 30 درصد بالا رفت و گازوئیل، سوخت اصلی کامیونها و قطارهای باری، رکوردی تاریخی ثبت کرد. در برخی ایالتهای میانه، صفهای مقابل پمپبنزینها به چند کیلومتر رسیده و کامیونداران از حرکت بازماندهاند. ترامپ اکنون در موقعیتی قرار گرفته که هر گونه اظهارنظر درباره قیمت سوخت، به ضررش تمام میشود. سکوتش نشانه ناتوانی است و حرف زدنش، یادآور آن روزهایی است که وعده «کاهش قیمتها در روز اول» را میداد.
انتخابات میاندورهای؛ ساعت صفر ترامپ. شاید اگر بحران سوخت در زمان دیگری رخ میداد، ترامپ فرصت تنفس داشت. اما تقویم سیاسی آمریکا چنین اجازهای نمیدهد. سوم نوامبر، دوازده آبان، انتخابات میاندورهای کنگره برگزار میشود و همه نشانهها از یک فاجعه سیاسی برای جمهوریخواهان حکایتی است.
جزئیات خبر
جزئیات این گزارش بر اساس منابع اعلامشده در انتهای مطلب آمده است.
اهمیت این خبر
این گزارش برای مخاطب ایرانی از منظر پیامدهای اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی اهمیت دارد.