مسعود پزشکیان،
رئیسجمهور، در سخنانی تأملبرانگیز اعلام کرد: «1500 نفر از کسانی که پای لانچر بودند شهید شدند؛ این افراد حتی چندین ماه به خانه نرفته بودند.»
پشت این عدد، هزار و پانصد زندگی، هزار و پانصد خانواده و هزاران خاطره ناتمام قرار دارد. مردانی که در شرایط تهدید و خطر، مأموریت خود را رها نکردند؛ کسانی که شاید فرزندانشان چشمانتظار بازگشت آنان بودند، اما دفاع از سرزمین را بر دیدار خانواده مقدم دانستند.
Rئیسجمهور در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «حالا یک عده هم در جامعه مفت میخورند.» این عبارت صریح، فرصتی برای طرح یک پرسش جدی است: در کشوری که عدهای برای امنیت مردم جان میدهند، سهم مسئولیتپذیری دیگران چیست؟
از پای لانچر تا تخت بیمارستان؛ دو چهره از یک حماسه فداکاری فقط در میدان نبرد معنا پیدا نمیکند. در بیمارستانها نیز پرستارانی بودند که هنگام خطر، کنار مجروحان ماندند؛ پزشکان و نیروهای درمانی که با وجود نگرانی برای خانوادههای خود، وظیفه انسانی و حرفهایشان را ترک نکردند.
پزشکیان در پیامی در شبکه
اجتماعی ایکس، با یادآوری نقش حضرت زینب(س) در روایت حقیقت عاشورا، تأکید کرد: «شجاعت، ایمان و همبستگی کادر درمان و بخصوص پرستاران عزیزمان در جنگهای تحمیلی اخیر باید سینه به سینه گفته شود تا ایستادگی و امید جاودانه بماند.»
این سخن نباید صرفاً به یک پیام تقدیر محدود بماند. پرستاری که در شرایط بحرانی بر بالین بیمار ایستاده، همان اندازه شایسته احترام و توجه است که هر انسان دیگری که در جایگاه خود از جان مردم حفاظت کرده است.
آقای
رئیسجمهور! اکنون نوبت مسئولان است سخنان
رئیسجمهور زمانی تأثیر ماندگار خواهد داشت که به تصمیم و اقدام تبدیل شود. خانوادههای شهدا باید بدانند فداکاری عزیزانشان فراموش نمیشود. پرستاران و کادر درمان باید آثار این قدردانی را در شرایط کاری، امنیت شغلی، پرداخت مطالبات و حمایتهای واقعی ببینند.
جزئیات خبر
جزئیات این گزارش بر اساس منابع اعلامشده در انتهای مطلب آمده است.
اهمیت این خبر
این گزارش برای مخاطب ایرانی از منظر پیامدهای اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی اهمیت دارد.