
تنشهای ژئوپلیتیک و لرزه بر اندام اقتصاد اروپا
اروپاییها اکنون با واقعیتی تلخ روبهرو هستند؛ قیمتهای نجومی حاملهای انرژی و گاز طبیعی که تاب و توان صنایع سنگین را گرفته است. اقتصاد قاره سبز سالها بر پایه دسترسی ارزان به منابع انرژی شرق و ثبات شریانهای خاورمیانه استوار بود، اما امروز این ستونها فرو ریختهاند. شوکهای پیدرپی در بازار جهانی انرژی، رقابتپذیری اروپا را در برابر رقبای آمریکایی و آسیایی به شدت کاهش داد.
صنعتهای در آستانه فروپاشی
بهای گزاف انرژی، فشار مستقیم خود را بر موتورهای تولیدی اروپا گذاشته است. در کشورهای صنعتی، وضعیت به شرح زیر است:
- آلمان، فرانسه و ایتالیا:صنایع سنگین این سه کشور زیر بار هزینههای سرسامآور سوخت قرار گرفتهاند.
- خطوط تولید:زمزمههای تعطیلی کارخانهها به دلیل عدم توانایی در رقابت قیمتی شدت یافته است.
- بحران اقتصادی:احتمال وقوع یک رکود تورمی عمیق در سراسر اتحادیه اروپا به طور جدی مطرح شده است.
از تنگه هرمز تا خیابانهای پاریس
اتفاقات میدانی در غرب آسیا مستقیماً بر سفرههای مردم اروپا اثر گذاشته است. انسداد شریانهای حیاتی در تنگه هرمز و تقابلهای فرسایشی در یمن و دریای سرخ، زنجیره تأمین انرژی را مختل کرد. این وضعیت باعث شد سناریوی بحران و آشوب که سالها برای فروپاشی ساختارهای سیاسی ایران طراحی شده بود، در قالب بحران سوخت در شهرهای پاریس، بروکسل و تیرانا بازتولید شود.
سیاستگذاران اروپایی که در سالهای گذشته تحت تأثیر دستورات واشنگتن، وابستگیهای حیاتی انرژی خود را نادیده گرفتند، اکنون با اعتراضات گسترده شهروندانشان مواجهاند. این جابجایی قطبهای بحران، نشان میدهد که ابزار تحریم و فشار در عصر جدید، میتواند به شکلی بومرنگی به سوی发起کنندگان بازگردد.
این تحولات برای ایران چه معنایی دارد؟
این وضعیت نشان میدهد که امنیت انرژی در خاورمیانه، نه تنها یک موضوع تجاری، بلکه یک اهرم استراتژیک است. وقتی اروپا به دلیل تکیه بر سیاستهای فشار و نادیده گرفتن واقعیتهای منطقهای دچار بحران میشود، در واقع شکست استراتژی «تغییر رفتار از طریق فشار» را تجربه میکند.
برای ایران، این局面 گواهی بر این حقیقت است که تکیه بر مقاومت ملی در برابر تحریمها، در بلندمدت باعث میشود فشارها به جای تخریب ساختار داخلی، به نقاط ضعف زنجیره تأمین جهانی منتقل شود و کشورهای غربی را در برابر نوسانات انرژی آسیبپذیرتر کند.