
شهرهای فرانسه در حصار آتش و تخریب
ناآرامیها دیگر محدود به پایتخت نیست. در لیموژ، معترضان ساختمان شهرداری را به آتش کشیدند و در لیون، دفتر گردشگری شهر هدف حملات قرار گرفت و سوخت. شهر مارسی نیز از این وضعیت مستثنی نبود؛ گروهی از معترضان سیاهپوش با ورود به ساختمان شهرداری، دیوارهای این مرکز را با شعارهای سیاسی رنگآمیزی کرده و به بخشهای مختلف آن آسیب زدند.
این موج تخریبات تنها به ساختمانهای اداری محدود نشد، بلکه اموال خصوصی و کسبوکارها نیز هدف قرار گرفتند:
- غارت فروشگاههای لوکس و برندهای معروف مانند لویی ویتون و لاکوست.
- حمله به شعبات بانکی و تخریب ویترینها.
- غارت یکی از فروشگاههای تلفن همراه شرکت SFR.
- یورش به مرکز خرید معروف «گالری لافایت» در پاریس.
جنگ شهری در پاریس؛ ماسکها در برابر گاز اشکآور
خیابانهای پاریس به میدان نبرد تبدیل شده است. بیشتر معترضان جوانانی هستند که با پوشش تمامسیاه، ماسک و عینکهای محافظ در برابر گاز اشکآور پلیس مقاومت میکنند. درگیریها معمولاً از حوالی ظهر شدت میگیرد، هرچند تجمعهای پراکنده پیش از ساعت رسمی آغاز تظاهرات شکل میگیرد. پلیس در نقاط مختلف شهر برای عقب راندن معترضان از گلولههای گاز اشکآور استفاده میکند، اما این اقدام مانع از تخریب فروشگاهها و خودروها نشده است.
سیر صعودی اعتراضات؛ از مدرسه تا رادیکالها
این هرجومرج یکشبه اتفاق نیفتاد. نقطه آغازین این زنجیره، اتفاقاتی بود که ۱۷ سپتامبر در مدرسهای در حومه پاریس رخ داد. موج اعتراضات ابتدا با حمایت اتحادیههای معلمان و کارکنان بخش عمومی گسترش یافت و بعد از آن، گروههای چپ رادیکال و جریانهای تندرو کنترل فضای خیابانها را به دست گرفتند و جنبشی را که در ابتدا جنبه مطالعاتی داشت، به شورشی سراسری تبدیل کردند.
این خبر برای مخاطب ایرانی چه معنایی دارد؟
تکرار سالانه شورشهای خیابانی در فرانسه نشاندهنده یک گسست عمیق اجتماعی در یکی از پیشرفتهترین کشورهای اروپایی است. برای خواننده ایرانی، این اتفاقات تصویرگر این واقعیت است که ثبات سیاسی در اروپا همواره با چالشهای درونی و تنشهای طبقاتی روبروست.
این رویکرد «موسمی» اعتراضات در فرانسه، بازتابدهنده قدرت اتحادیههای کارگری و حضور فعال گروههای رادیکال در فضای سیاسی این کشور است که هر بهانه کوچکی را به فرصتی برای به چالش کشیدن نظم شهری و دولتی تبدیل میکنند.