
بازگشت به واقعیت پس از سه ماه دوری
سرهنگ محمد گروسی، کارآگاه پرونده، تأیید میکند که زهرا در دیدارهای اخیر، پشیمانی شدیدی از تصمیم خود نشان داده است. او معتقد است یک کودک ۱۲ ساله اساساً ابزار لازم برای سنجیدن پیامدهای یک تصمیم بزرگ را ندارد. از دید گروسی، این مسیر دشوار نتیجهی بررسی منطقی شرایط نبوده، بلکه تأثیر احساسات لحظهای است که کودک را به جایگاه خطرناکی کشانده است.
این افسر پلیس تأکید میکند که بررسی چنین پروندههایی نباید تنها بر محور تصمیم اولیه کودک بچرخد. او معتقد است باید به شرایط محیطی و زمینههایی که منجر به شکلگیری این اتفاق شده است پرداخت، زیرا یک کودک در این سن، قدرت تجربه و شناخت کافی برای ارزیابی خطرهای پیش رو را ندارد.
تضاد میان میل به استقلال و قدرت تشخیص
دکتر زهره عزیزی، دبیر انجمن روانشناسی اجتماعی ایران، این رفتار را در چارچوب مراحل رشد نوجوانی تحلیل میکند. او میگوید ۱۲ سالگی نقطهی آغازین نوجوانی است؛ دورانی که فرد تلاش میکند از فضای کودکی فاصله بگیرد و استقلال بیشتری از خانواده به دست آورد. اما نکته کلیدی اینجاست که میل به استقلال، به معنای برخورداری از توانایی کامل برای تشخیص خطرها نیست.
عزیزی بر چند نکته بنیادین در مورد وضعیت روانی کودکان در این سن تأکید دارد:
- غلبه شدید هیجانات بر منطق در فرآیند تصمیمگیری.
- عدم تکامل رشد شناختی برای مدیریت موقعیتهای پرخطر و ارزیابی پیامدها.
- تلاش برای جدایی از فضای خانواده بدون داشتن مهارتهای لازم برای زندگی مستقل.
این روانشناس اجتماعی هشدار داد که نباید در چنین پروندههایی از تعابیری مانند «عشق» یا «تصمیم شخصی» استفاده کرد. به باور او، به کار بردن این واژگان باعث میشود کودک بابت اتفاقی که رخ داده سرزنش شود، در حالی که او در واقع قربانی عدم تکامل شناختی و هیجانی خود بوده است.