
شکست اهداف نظامی و بهای انسانی جنگ
تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی با کشتار گسترده غیرنظامیان، از جمله دانشآموزان، آغاز شد. اما نتایج میدانی با ادعاهای اولیه متفاوت است؛ اکنون مقامات غربی و رسانههای آمریکایی از شکستهای سیاسی و بنبست راهبردی متجاوزان سخن میگویند. این درگیریها بهسرعت از یک عملیات محدود به بحرانی با ابعاد گسترده انسانی، امنیتی و اقتصادی تبدیل شد.
تحلیل «دی نیشن» از ناکامی ترامپ
دیوید فاریس در مقالهای برای نشریهThe Nationاستدلال میکند که جنگ آمریکا علیه ایران نتیجه معکوس داشت. او معتقد است دونالد ترامپ نه تنها به اهدافش نرسید، بلکه بیثباتی در خلیج فارس را تشدید کرد. فاریس تأکید میکند که این وضعیت، نقاط ضعف امنیتی عربستان سعودی را به شکلی عریان به نمایش گذاشته است.
شواهد این آسیبپذیری در حملات زیر دیده میشود:
- هدف قرار گرفتن تأسیسات آرامکو در ظهران.
- حمله به فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض.
- تخریب خط لوله انتقال نفت عربستان توسط گروههای شبهنظامی مستقر در عراق.
بحران در امنیت متحدان واشنگتن
عربستان سعودی که پیشتر با تکیه بر نزدیکی به دولت ترامپ در پی پیشبرد اهداف منطقهای خود بود، اکنون با بحرانی جدی در راهبردهای توسعه و امنیت مواجه است. فاریس به نکتهای کلیدی اشاره میکند: کمبود مهمات حیاتی در ارتش آمریکا، متحدان منطقهای این کشور را در برابر حملات موشکی و پهپادی بیدفاع کرده است.
در مورد نقش یمن نیز، نویسنده معتقد است هرچند یمنیها مستقل از ایران عمل میکنند، اما منافع آنها در تضعیف جایگاه امنیتی آمریکا در خلیج فارس با اهداف ایران همراستا شده است. تداوم این حملات فشار سیاسی و اقتصادی را بر دولت ترامپ افزایش میدهد و در عین حال اهداف یمن را پیش میبرد.
این تحلیلها برای مخاطب ایرانی چه معنایی دارد؟
این گزارشها نشان میدهد که تکیه بر قدرت نظامی سخت توسط آمریکا برای تغییر معادلات منطقه شکست خورده است. برای ایرانیان، اهمیت این موضوع در این است که فشار نظامی مستقیم نه تنها منجر به تسلیم نشد، بلکه هزینههای امنیتی را برای کشورهای همسایه و متحدان آمریکا بالا برد.
تغییر لحن رسانههای غربی از توصیف «قدرت» به تحلیل «بنبست راهبردی»، نشاندهنده تغییر موازنه قدرت در خلیج فارس و پذیرش این واقعیت است که استراتژیهای ترامپ در منطقه نتیجه معکوس داده است.