
بمبارانهای هوایی؛ ناکافی برای حذف توان عملیاتی
برخلاف تصور رایج در برخی محافل نظامی، تخریب اهداف سطحی به معنای پایان توان نظامی ایران نیست. در نشست «جنگ با ایران چگونه به پایان میرسد؟» که توسط اندیشکده آمریکایی CSIS برگزار شد، تحلیلگران تأکید کردند که واشینگتن برای دستیابی به اهداف حداکثری با موانع جدی روبروست. یکی از اصلیترین این موانع، بقای تأسیسات زیرزمینی و مستحکم است.
کری بینگان در این نشست اشاره کرد که حتی اگر عملیاتهای اولیه آمریکا بر تضعیف پهپادها و موشکها متمرکز شود، بخشی از این توان در عمق زمین باقی میماند. او انهدام این مراکز را از طریق حملات هوایی «تقریباً غیرممکن» دانست.، تام کاریکو بر این نکته تأکید کرد که شناسایی و نابودی مراکز حفاظتشده عمیق، بدون دسترسی مستقیم و احتمالاً عملیات زمینی، دشوار است. این یعنی برتری هوایی به تنهایی نمیتواند نتیجه راهبردی جنگ را تضمین کند.
تنگههای استراتژیک و انتقال هزینه جنگ به اقتصاد جهانی
تحلیلگران CSIS معتقدند میدان نبرد لزوماً به آسمان و زمین محدود نمیشود، بلکه تهدیدات دریایی متغیری است که محاسبات آمریکا را پیچیده میکند. توان ایران و نیروهای انصارالله یمن برای ایجاد اختلال در مسیرهای کشتیرانی، هزینههای جنگ را از میدان نظامی به بازارهای جهانی منتقل میکند.
- تنگه هرمز و بابالمندب:هرگونه اخلال در این دو گذرگاه، مستقیماً بر بازار انرژی، حملونقل و تجارت بینالمللی اثر میگذارد.
- عامل اراده و جغرافیا:بینگان تأکید کرد که توان ایجاد اختلال در این مسیرها، صرفاً به تعداد تسلیحات وابسته نیست، بلکه موقعیت جغرافیایی و اراده سیاسی برای استفاده از این ظرفیتها تعیینکننده است.
این تحلیل نشان میدهد حتی اگر بخشی از توان نظامی ایران آسیب ببیند، باز هم امکان اخلال در این شریانهای حیاتی وجود دارد و همین مسئله، دست آمریکا را برای ادامه جنگ میبندد.
پایداری شبکه متحدان منطقهای
کارشناسان این اندیشکده معتقدند ضربه زدن به گروههایی مانند حزبالله و حماس، به معنای فروپاشی کامل شبکه همپیمانان ایران در منطقه نیست. برخی از این بازیگران توانایی بازسازی سریع دارند و همچنان میتوانند بر معادلات اثر بگذارند. در این میان، انصارالله به دلیل موقعیت استراتژیک در مسیرهای دریایی، جایگاهی ویژه در محاسبات نظامی و سیاسی دارد و به عنوان یک عامل اثرگذار در تداوم تنشها شناخته میشود.
این تحلیل برای مخاطب ایرانی چه معنایی دارد؟
این گزارش نشان میدهد که حتی در مراکز استراتژیک آمریکا، این باور وجود دارد که جنگ کلاسیک و متکی بر برتری هوایی، راهکار مؤثری برای خنثی کردن توان نظامی ایران نیست. تأکید بر «غیرممکن بودن» نابودی تأسیسات زیرزمینی از طریق هوا، اهمیت استراتژی دفاع عمیق ایران را برجسته میکند.
همچنین، اشاره به تنگههای هرمز و بابالمندب نشان میدهد که قدرت بازدارندگی ایران تنها در تسلیحات نیست، بلکه در توانایی تبدیل یک درگیری نظامی به یک بحران اقتصادی جهانی است که هزینهاش را کشورهای صنعتی و مصرفکنندگان انرژی میپردازند.