
پایان روایتهای رسمی؛ چه چیزهایی هدف قرار گرفت؟
رویترز در گزارشی تصویری فاش کرد که از تاریخ ۲۸ فوریه، ایران و متحدانش دستکم ۱۳۵ حمله موشکی و پهپادی را علیه ۸۴ زیرساخت استراتژیک در کشورهای خلیج فارس به اجرا گذاشتهاند. این عملیاتها با دقت بالایی طراحی شدهاند تا تجهیزات حساس و حیاتی را از کار بیندازند. طبق این گزارش، خسارات وارد شده صرفاً تخریب فیزیکی نیست، بلکه زنجیرهای از آسیبهای اقتصادی گسترده را به دنبال داشته است.
فهرست اهداف مورد اصابت در این حملات نشاندهنده اشراف عملیاتی بر نقاط حساس منطقه است:
- امارات:بندر فجیره دستکم ۱۹ بار هدف قرار گرفت و کارخانه آلومینیوم ابوظبی و تأسیسات برق نیروگاه اتمی براکه آسیب دیدند.
- قطر:دو «جعبه سرد» در تأسیسات الانجی راس لفان نابود شدند؛ تجهیزاتی که بازسازی آنها ماهها زمان میبرد.
- عربستان سعودی:ایستگاههای پمپاژ خط لوله شرق به غرب هدف قرار گرفتند.
- کویت:تأسیسات آبشیرینکن این کشور در لیست اهداف بود.
- سایر نقاط:فرودگاههای چهار کشور منطقه نیز در معرض این حملات قرار داشتند.
شکاف میان حقیقت و ادعای دولتهای خلیج فارس
نکته قابل تأمل در تحلیل رویترز، تضاد میان واقعیتهای میدانی و بیانیههای رسمی است. دولتهای خلیج فارس برای کاهش فشار روانی و سیاسی، بسیاری از این خسارات را پنهان کرده و ادعا کردند که آسیبها ناشی از سقوط بقایای موشکهای رهگیری شده است. اما کارشناسان نظامی این روایت را نمیپذیرند؛ از نظر آنها بعید است دهها سایت حساس و تجهیزات حیاتی، همزمان و به طور تصادفی بر اثر سقوط بقایا تخریب شده باشند.
پیامدهای راهبردی و فشار بر واشینگتن
این حملات دقیق، در کنار محاصره تنگه هرمز، وضعیت امنیتی همسایگان عرب را به تهدیدی پایدار تبدیل کرده است. نتیجه مستقیم این وضعیت، افزایش قیمت جهانی نفت و کاهش توان آمریکا برای اعمال فشار نظامی بر تهران بود. در حالی که واشینگتن تلاش میکند توان تخریبی ایران را کماهمیت جلوه دهد، واقعیت این است که برخی از این خسارات سالها زمان برای بازسازی نیاز دارند. نشریه Modern Diplomacy نیز تأکید میکند که بازارهای جهانی نفت اکنون احتمال تداوم این پیامدهای اقتصادی را جدی گرفتهاند.
این خبر برای مخاطب ایرانی چه معنایی دارد؟
این گزارشها نشان میدهد که توانمندیهای دفاعی ایران از حالت دفاع غیرفعال خارج شده و به مرحله «بازدارندگی فعال» رسیده است. وقتی رسانهای مانند رویترز بر دقت حملات و ناتوانی کشورهای منطقه در بازسازی سریع زیرساختها تأکید میکند، در واقع به رسمیت شناختن قدرت تخریبی ایران در نقاط حساس استراتژیک است.
برای جامعه ایرانی، این موضوع به معنای تغییر توازن قدرت در منطقه است. توانایی ایران در هدف قرار دادن نقاط حساس اقتصادی (مانند تأسیسات LNG و نیروگاههای اتمی) بدون وقوع جنگ تمامعیار، ابزاری برای کاهش فشار سیاسی و نظامی آمریکا بر ایران است و نشان میدهد که هزینه هرگونه تجاوز نظامی برای طرف مقابل، بسیار فراتر از تصورات قبلی آنهاست.