
ریشههای دکترین دیوار آهنین
داستان این استراتژی نظامی به سال ۱۹۲۳ بازمیگردد. زیو ژابوتینسکی، بنیانگذار دکترین نظامی صهیونیسم، در مقالهای در مجله روسیزبان «رازسوت»، نظریه خود را با عنوان «دیوار آهنین» مطرح کرد. او صریحاً با صهیونیستهایی که به دنبال توافق با فلسطینیها برای تقسیم سرزمین بودند، مخالفت کرد.
ژابوتینسکی استدلال میکرد که پروژه میهن ملی یهودیان نباید به پذیرش یا رضایت اعراب وابسته باشد. او معتقد بود اسرائیل باید چنان دیوار آهنین و نفوذناپذیری بسازد که دشمنان هنگام برخورد با آن، دچار ناامیدی مطلق شوند و هرگونه امید به شکستن آن را از دست بدهند.
تداوم استراتژی در دوران نتانیاهو و یعلون
بسیاری از تحلیلگران، از جمله ابراهیم امین، ژابوتینسکی را پدرخوانده فکری بنیامین نتانیاهو میدانند. این تفکر تنها در دوران بنیانگذاران باقی نماند و در سطوح بالای ارتش اسرائیل نیز تکرار شد. موشه یعلون، رئیس سابق ستاد ارتش اشغالگر، در اوت ۲۰۰۲ در جریان انتفاضه دوم، بر اهمیت آگاهی و ادراک اعراب تأکید کرد و مدعی شد اگر آگاهی فلسطینیها شکل نگیرد، تحمیل خواستههای اسرائیل پایان نخواهد داشت.
غزه؛ تلاش برای بازسازی دیوار با خون
حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و عملیات طوفان الاقصی، این تصور از نفوذناپذیری دیوار آهنین را به چالش کشید. رژیم صهیونیستی پس از این اتفاق، تلاش کرد دوباره همان دیوار روانی و فیزیکی را بازسازی کند. اما این بار ابزارها تغییر کرده است.
- استفاده از توحش بیحد و مرز در غزه برای ایجاد ترما.
- تلاش برای حک کردن ویرانی در حافظه جمعی فلسطینیها و مخالفان صهیونیسم.
- تغییر رویکرد از بازدارندگی نظامی به ایجاد وحشت مطلق.
از دیدگاه ابراهیم امین، حجم کشتار و ویرانیهای فعلی در غزه، در واقع بخشی از پروژه بازسازی همان «دیوار آهنین» ژابوتینسکی است تا بار دیگر حس ناامیدی و ناتوانی در افکار عمومی عربی و جهانی تزریق شود.