
شکست اهداف حداکثری در ترازوی واقعیت
دونالد ترامپ مسیر تقابل با ایران را با مجموعهای از اهداف بلندپروازانه آغاز کرد. او قصد داشت با تکیه بر فشار نظامی و اقتصادی، توان موشکی ایران را نابود کند، برنامه هستهای این کشور را متوقف سازد و حتی تغییرات سیاسی در تهران ایجاد کند. اما گذشت زمان نشان داد که این استراتژی نه تنها به نتایج مورد نظر نرسیده، بلکه واشنگتن را در بنبستی قرار داده است که در آن، ابزارهای فشار دیگر پاسخگو نیستند.
ترامپ تلاش کرد «صلح از موضع قدرت» را به عنوان نمادی از کارآمدی دولت خود به نمایش بگذارد، اما در عمل، این رویکرد تنها منجر به تداوم تنشها شد بدون آنکه ایران را به پذیرش خواستههای واشنگتن وادار کند.
پیامدهای اقتصادی و فشار بر رایدهندگان
بحران ایران اکنون از حریم سیاست خارجی خارج شده و مستقیماً وارد سبد خرید خانوادههای آمریکایی شده است. افزایش قیمت انرژی و تورم ناشی از تنشهای منطقهای، هزینه زندگی در آمریکا را بالا برده و همین موضوع، محاسبات ترامپ را در آستانه انتخابات میاندورهای سوم نوامبر ۲۰۲۶ (۱۲ آبان ۱۴۰۵) به هم ریخته است.
آمارها نشان میدهد که افکار عمومی آمریکا دیگر سیاستهای ترامپ در قبال تهران را تأیید نمیکنند. طبق نظرسنجیهای اخیر، وضعیت به شرح زیر است:
- تنها ۲۸ درصد از مردم آمریکا عملکرد ترامپ در مدیریت پرونده ایران را تأیید میکنند.
- ۶۵ درصد از پاسخدهندگان معتقدند سیاستهای دولت ترامپ در این زمینه، تأثیر مستقیمی بر افزایش هزینههای زندگی آنها داشته است.
تضاد منافع در حزب جمهوریخواه
این فشار اقتصادی باعث ایجاد شکاف در جبهه داخلی جمهوریخواهان شده است. در حالی که برخی همچنان بر ادامه مسیر فشار تأکید دارند، بخشی دیگر نسبت به هزینههای سیاسی و اقتصادی تداوم این وضعیت در آستانه انتخابات نگراناند. در واقع، ایران اکنون به متغیری تبدیل شده که میتواند سرنوشت صندوقهای رای را برای حزب جمهوریخواه تغییر دهد.
این خبر برای مخاطب ایرانی چه معنایی دارد؟
این تحلیل نشان میدهد که استراتژی فشار حداکثری آمریکا، برخلاف ادعاهای اولیه، منجر به تسلیم تهران نشده و در عوض، هزینههای داخلی سنگینی برای دولت آمریکا ایجاد کرده است. تبدیل شدن مسئله ایران به یک «بحران معیشتی» برای شهروندان آمریکایی، فضای مانور سیاسی ترامپ را محدود میکند.
برای ایران، این وضعیت به معنای آن است که فشار سیاسی در داخل آمریکا میتواند منجر به بازنگری در رویکردهای تهاجمی واشنگتن شود، زیرا هیچ دولتی در آستانه انتخابات میاندورهای نمیتواند ریسک نارضایتی ۶۵ درصدی مردم را به دلیل هزینههای زندگی تحمل کند.