
سلاح استراتژیک تهران در معادلات انرژی
دانیل بایمان و آلدن نس در گزارشی برای اندیشکده آمریکایی CSIS، توانایی ایران در تهدید مسیرهای حملونقل نفت و گاز را قویترین ابزار فشار تهران در تقابل با ایالات متحده و رژیم صهیونیستها دانستند. این تحلیلها نشان میدهد که هرگونه اختلال در تنگه هرمز، بلافاصله زنجیره تأمین انرژی جهانی را با شوک شدیدی مواجه میکند.
بررسیها درباره اثرات احتمالی درگیریها روی صادرات کشورهای منطقه تکاندهنده است. طبق این گزارش، در صورت وقوع جنگ، صادرات نفتی کشورهای خلیج فارس با افت شدید مواجه میشود:
- صادرات نفت عربستان سعودی بیش از یکسوم کاهش مییابد.
- صادرات نفت امارات با افت بیش از ۵۰ درصد روبروست.
- صادرات نفت کویت و عراق تقریباً بهطور کامل متوقف میشود.
- صادرات گاز طبیعی مایعشده (LNG) قطر و امارات بهطور کامل قطع میگردد.
بحران بیمه و فلج شدن دریانوردی
تهدیدات امنیتی تنها به حملات فیزیکی محدود نمیشود. صرفِ احتمال وقوع حمله، لرزه بر اندام شرکتهای کشتیرانی میاندازد. در ماههای نخست هرگونه تنش، تمایل شرکتهای حملونقل برای به خطر انداختن جان کارکنان خود به شدت کاهش مییابد.
در این میان، شرکتهای بیمه نقش کلیدی در تشدید بحران دارند. این شرکتها یا بهطور کلی از ارائه پوشش بیمهای برای شناورهایی که از منطقه میگذرند خودداری میکنند و یا نرخهای نجومی مطالبه میکنند که عملاً تردد تجاری را با دشواریهای بسیاری مواجه میکند.
توهم امنیت در مسیرهای جایگزین
عربستان و امارات برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، روی احداث و فعالسازی خطوط لوله جایگزین سرمایهگذاری کردهاند تا بخشی از نفت خود را از مسیرهای دیگر صادر کنند. اما اندیشکده CSIS هشدار میدهد که این استراتژی لزوماً راهکار نهایی نیست.
زیرساختهای ثابت مانند خطوط لوله و تأسیسات انرژی، برخلاف کشتیها، قابلیت جابهجایی ندارند. همین ویژگی، آنها را به اهدافی ثابت و آسیبپذیر در برابر حملات موشکی، پهپادی و عملیات خرابکارانه تبدیل میکند. در واقع، توانمندیهای نظامی ایران و گروههای همسو با آن، میتواند مسیرهای جایگزین را نیز به نقاط ضعف تبدیل کند و منطقه را به مرحلهای از «پایداری شکننده» ببرد.
این تحلیل برای ایران چه معنایی دارد؟
این گزارش تأیید میکند که تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین اهرمهای فشار ژئوپلیتیک ایران در سطح جهانی است و حتی تلاشهای میلیارد دلاری کشورهای همسایه برای دور زدن این مسیر، نتوانسته است اثر بازدارندگی ایران را بهطور کامل خنثی کند.
برای مخاطب ایرانی، نکته کلیدی اینجاست که امنیت انرژی در منطقه خلیج فارس به شدت به تعادل نظامی و سیاسی وابسته است. تکیه کشورهای خلیج فارس بر خطوط لوله، نشاندهنده ترس آنها از وابستگی مطلق به هرمز است، اما پذیرش آسیبپذیری این خطوط در برابر پهپادها و موشکها، قدرت بازدارندگی ایران را در معادلات بینالمللی برجسته میکند.