
تناقض در دکترین سیاست خارجی ترامپ
تحلیلهای ولی نصر، عضو پیشین شورای روابط خارجی، نشان میدهد که دولت دونالد ترامپ در مواجهه با روسیه و ایران به یک تناقض ساختاری رسیده است. واشنگتن در حالی ادعای حمایت تمامعیار از کییف را دارد که در عمل، چشمپوشی عجیبی نسبت به جریان سوخت و گازوئیل روسیه نشان داده است. این رویکرد، نشاندهنده عقبنشینی آمریکا از تعهداتش در شرق اروپا است تا بتواند تمرکز خود را بر رویارویی همهجانبه با ایران حفظ کند.
سیاست قیمتها؛ نقطه ضعف واشنگتن
دلیل اصلی این انعطاف ظاهری آمریکا در قبال روسیه، ترس از انفجار قیمتهای جهانی حاملهای انرژی است. واشنگتن میداند اگر جریان انرژی روسیه را بهطور کامل مسدود کند، تورم افسارگسیخته در داخل آمریکا آغاز میشود و در نتیجه، توان ادامه کارزار فشار علیه ایران را از دست میدهد. بنابراین، آمریکا برای اینکه بتواند تحریمهای صادراتی ایران را فعال نگه دارد، ناچار است اولویتهای راهبردی خود در اوکراین را قربانی ثبات قیمتها کند.
فروپاشی توهم همبستگی ترانسآتلانتیک
سالهاست که کاخ سفید و پایتختهای اروپایی از یک «همبستگی آهنین» برای حفظ هنجارهای لیبرال و تمامیت ارضی متحدانشان سخن میگویند. اما واقعیتهای ژئواکونومیک نشان داد که این انسجام تنها یک پوسته نازک بوده است. در محاسبات واقعی واشنگتن، موارد زیر اولویت دارند:
- جلوگیری از سقوط کنترل بازارهای سوخت در داخل خاک آمریکا.
- مهار قدرت منطقهای تهران از طریق تحریمهای شدید.
- پرهیز از تورم جهانی که مانع از تداوم فشارهای اقتصادی بر ایران شود.
این رویکرد باعث شده تا شکافی ترمیمناپذیر میان آمریکا و متحدان اروپاییاش ایجاد شود؛ چرا که بروکسل متوجه شده واشنگتن پیروزی قاطع کییف را فدای منافع اقتصادی و استراتژیک خود در خاورمیانه کرده است.
این تحلیل برای مخاطب ایرانی چه معنایی دارد؟
این موضوع نشان میدهد که فشار آمریکا بر ایران، صرفاً یک تصمیم سیاسی ساده نیست، بلکه با زنجیره پیچیدهای از قیمت انرژی در جهان گره خورده است. واشنگتن برای اینکه بتواند دست ایران را در بازار نفت ببندد، باید همزمان تعادل دقیقی در بازار انرژی جهانی برقرار کند تا فشار داخلی (تورم) مانع از اجرای سیاستهای خارجیاش نشود.
در واقع، این تحلیل تبیین میکند که چرا آمریکا نمیتواند بهطور همزمان در تمام جبههها (اوکراین و ایران) فشار حداکثری وارد کند و ناچار است برای مهار تهران، در جبهه روسیه عقبنشینیهای تاکتیکی داشته باشد.