
منطق سیاسی پشت تهدیدات نظامی
دو مقام دولتی آمریکایی تایید کردهاند که کاخ سفید از پنتاگون خواسته تا برنامههای عملیاتی برای حمله به اهداف ایرانی را طراحی کند. هدف از این اقدام، صرفاً نظامی نیست، بلکه ریشه در فشارهای اقتصادی داخلی دارد. ترامپ به دنبال راهی است تا پیش از روز رایگیری، کاهش قیمت بنزین را به نمایش بگذارد و با نشان دادن «پیشرفت» در مناقشه با ایران، به جمهوریخواهان شتاب لازم برای پیروزی در انتخابات را ببخشد.
نقش سنتکام و تردیدهای داخلی
مسئولیت تدوین این طرحها بر عهده «فرماندهی مرکزی ایالات متحده» (سنتکام) است. با این حال، حتی در میان موافقان این طرحها نیز تردید وجود دارد. برخی از تحلیلگران نظامی معتقدند حملات محدود نمیتوانند به نتایج استراتژیک منجر شوند. از جمله مواردی که احتمالاً با حملات محدود محقق نمیشود، موارد زیر است:
- مجبور کردن ایران به بازگشت به میز مذاکره
- احیای امنیت تردد در تنگه هرمز
- کاهش فوری و واقعی قیمت بنزین پیش از انتخابات
در مقابل، جریان دیگری در میان حامیان سرسخت رئیسجمهور وجود دارد که با هرگونه درگیری نظامی مخالفاند. دلیل اصلی مخالفت این گروه، ترس از افزایش تورم و تشدید بحرانهای اقتصادی است که میتواند نتیجه انتخابات را به ضرر جمهوریخواهان تغییر دهد. در واقع، ترامپ میان میل به قدرتنمایی برای جلب رایها و ترس از پیامدهای اقتصادی جنگ در نوسان است.
این خبر برای مخاطب ایرانی چه معنایی دارد؟
این گزارش نشان میدهد که سیاستهای خارجی ایالات متحده در قبال ایران، بهشدت با تقویم انتخابات داخلی و فشارهای اقتصادی آنها گره خورده است. وقتی قیمت بنزین در آمریکا بالا میرود یا هر دو حزب در رقابت انتخاباتی به بنبست میرسند، تنشهای نظامی به عنوان ابزاری برای نمایش قدرت و تغییر افکار عمومی به کار گرفته میشود.
برای ایران، این بدان معناست که دورههای آرامش در روابط با آمریکا لزوماً ناشی از تغییر استراتژی بلندمدت نیست، بلکه گاهی تنها یک وقفه تاکتیکی برای مدیریت بحرانهای داخلی واشنگتن است و احتمال هرگونه تنش ناگهانی در آستانه رویدادهای سیاسی آمریکا همواره وجود دارد.