
شکست اهداف نظامی و بنبست راهبردی
تجاوز نظامی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به ایران، علیرغم ادعاهای اولیه، به بنبست راهبردی رسیده است. این عملیات که با کشتار غیرنظامیان و دانشآموزان آغاز شد، حالا فراتر از میدان نبرد، به بحرانهای امنیتی و اقتصادی تبدیل شده است. رسانههای بینالمللی اکنون بیش از آنکه بر دستاوردهای نظامی تمرکز کنند، بر شکستهای سیاسی و میدانی متجاوزان تأکید دارند.
افول حمایت از ترامپ در افکار عمومی آمریکا
مرکز تحقیقاتی «پیو ریسرچ» در بازه زمانی ۲۸ سپتامبر تا ۴ اکتبر ۲۰۲۶، نظرسنجی گستردهای از ۵۰۶۲ بزرگسال آمریکایی انجام داد. نتایج این پژوهش نشان میدهد مدیریت دونالد ترامپ در قبال عملیات نظامی در ایران، با مخالفت شدید جامعه آمریکا روبهرو است.
- ۶۵ درصد آمریکاییها نحوه مدیریت ترامپ در این جنگ را رد میکنند.
- تنها ۳۳ درصد از تصمیمات رئیسجمهور آمریکا حمایت میکنند.
- ۳۴ درصد معتقدند تصمیم اولیه برای استفاده از زور درست بود که این رقم نسبت به ماه مارس ۴ واحد درصد کاهش یافته است.
تغییر دیدگاه نسبت به زمان پایان جنگ
تخمینهای مردم آمریکا درباره طول مدت درگیریها بهشدت تغییر کرده است. در حالی که در ماه مارس، ۴۳ درصد تصور میکردند عملیات در کمتر از ۶ ماه پایان مییابد، اکنون نگاهها بسیار بدبینانهتر شده است. طبق دادههای جدید، ۴۷ درصد معتقدند جنگ بیش از یک سال طول میکشد و ۳۰ درصد نیز بازه زمانی ۶ ماه تا یک سال را پیشبینی میکنند.
ترس از هزینههای اقتصادی و انسانی
فشار اقتصادی و تلفات انسانی، دو دغدغه اصلی شهروندان آمریکایی است. ۷۳ درصد شرکتکنندگان در نظرسنجی از افزایش قیمت بنزین و سوخت ابراز نگرانی کردهاند و ۷۱ درصد نیز نگران کشته یا زخمی شدن نظامیان ایالات متحده در این درگیریها هستند. جالب است که این نارضایتیها حتی در میان جمهوریخواهان و مستقلهای متمایل به آنها نیز ریشه دوانده است، در حالی که دموکراتها همچنان بهطور قاطع با این جنگ مخالفاند.
این خبر برای مخاطب ایرانی چه معنایی دارد؟
این دادهها نشان میدهد که فشار داخلی در ایالات متحده، یکی از نقاط ضعف استراتژیک دولت ترامپ در مدیریت جنگ است. وقتی اکثریت جامعه آمریکا، حتی بخشی از حامیان جمهوریخواه، هزینههای اقتصادی و انسانی جنگ را نمیپذیرند، فضای سیاسی برای ادامه یک عملیات نظامی طولانیمدت تنگتر میشود.
برای ایرانیان، این موضوع به این معناست که مقاومت در برابر تجاوزات نظامی میتواند منجر به ایجاد شکاف در جبهه داخلی متجاوز شود و هزینه سیاسی جنگ را برای رئیسجمهور آمریکا به حدی برساند که مجبور به بازنگری در استراتژیهای خود شود.