به گزارش خبرنگار مهر، فرض کنید صبح تلفن همراهتان را برمیدارید. پیش از آنکه تصمیم بگیرید چه خبری بخوانید، چه
موسیقیای گوش دهید یا چه ویدئویی ببینید، صفحه نمایش مجموعهای از پیشنهادها را پیش روی شما گذاشته است. چند ویدئو را تماشا میکنید، چند مورد را رد میکنید، روی یکی مکث میکنید، دیگری را برای کسی میفرستید و شاید چند دقیقه بعد با محتوایی روبهرو شوید که شباهت زیادی به انتخاب قبلی شما دارد. این فرایند آنقدر عادی شده که کمتر از خود میپرسیم چه کسی این انتخابها را مرتب کرده است.
Pشت این تجربه روزمره، الگوریتمهای شخصیسازی قرار دارند؛ سامانههایی که از رفتار کاربر، جستوجوها، کلیکها، مدت زمان تماشای محتوا، ارتباطات و علایق احتمالی او استفاده میکنند تا محتوایی را که احتمالاً برایش جذابتر است در اولویت قرار دهند. هدف اولیه چنین الگوریتمهایی ساده است: در میان حجم عظیم اطلاعات، محتوای مرتبطتری به کاربر نشان داده شود. اما مسئله از جایی جدی میشود که این فرایند فقط به «آنچه میبینیم» محدود نماند و بهتدریج بر «آنچه درباره جهان فکر میکنیم» و حتی «آنچه درباره خودمان تصور میکنیم» اثر بگذارد.
pژوهشهای علوم
اجتماعی و ارتباطات در ایران نیز در سالهای اخیر بهطور فزایندهای به رابطه انسان و فضای مجازی پرداختهاند. الگوریتم دقیقاً چه چیزی را درباره ما میفهمد؟
الگوریتم الزاماً شخصیت انسان را به معنای روانشناختی آن نمیشناسد. اما میتواند از رفتارهای تکرارشونده او الگو استخراج کند. اگر فردی مرتب محتوای
ورزشی ببیند، احتمالاً محتوای
ورزشی بیشتری دریافت میکند؛ اگر مدام مطالب
اقتصادی دنبال کند، محتوای
اقتصادی بیشتری در برابرش قرار میگیرد و اگر بارها به محتوای خاصی واکنش نشان دهد، سامانه میتواند آن رفتار را بهعنوان نشانه علاقه تلقی کند.
در نتیجه، الگوریتم بهجای آنکه لزوماً بگوید «این فرد چنین شخصیتی دارد»، تصویری احتمالی از ترجیحات او میسازد. پژوهش ها درباره تشخیص صفات شخصیتی با استفاده از مدلهای زبانی و یادگیری عمیق نشان میدهد که
فناوریهای جدید حتی میتوانند الگوهای رفتاری را شناسایی کنند و پیشبینیهایی در مورد واکنشهای فرد به محتوا ارائه دهند.