
جزئیات طرح هفتروزه؛ توالی اقدامات برای گرهگشایی
جمهوری اسلامی ایران از طریق میانجیهای قطری، طرحی را به واشنگتن ارسال کرد که هدف آن بازگشایی تنگه هرمز و توقف خصومتها بود. این پیشنهاد بر پایه یک ترتیب زمانی دقیق طراحی شده بود تا هر دو طرف پیش از ورود به مذاکرات جامع، گامهای عملی بردارند.
بر اساس این نقشه راه، اقدامات در دو فاز اصلی تعریف شده بود:
- فاز اول (روزهای نخست):توقف تمامی درگیریها در جبهههای مختلف از جمله لبنان و پایان دادن ایالات متحده به محاصره دریایی بنادر ایران.
- فاز دوم (تعهدات مالی و اقتصادی):لغو تحریمهای مرتبط با صادرات نفت ایران و آزادسازی دستکم ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده این کشور.
- فاز نهایی (روز ششم و هفتم):بازگشایی تنگه هرمز در روز ششم و آغاز مذاکرات جامع هستهای در روز هفتم.
منطق استراتژیک تهران؛ درسهایی از تجربه برجام
طراحی این توالی زمانی، صرفاً یک جدول ساده نبود، بلکه پاسخی به تجربیات گذشته ایران در مذاکرات با آمریکا بود. تهران تلاش داشت پیش از بازی با «کارت اصلی» خود یعنی کنترل تنگه هرمز، امتیازات ملموس و فوری را دریافت کند.
این رویکرد، واکنشی به تجربه برجام و توافق ژوئن است؛ جایی که ایران تعهدات خود را اجرا کرد اما بعدها با خروج یکجانبه ایالات متحده از توافق مواجه شد. در طرح جدید، ایران میخواست از یک معماری حقوقی-سیاسی استفاده کند تا ریسک تکرار شکستهای قبلی را به حداقل برساند و اطمینان یابد که امتیازات دریافتی، پیش از اجرای تعهدات اصلی محقق میشوند.
پاسخ قاطع واشنگتن و شکاف دیپلماتیک
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در بدو خروج از کاش سفید، پیشنهاد ایران را با کلماتی کوتاه و قاطع رد کرد. این ردپای صریح، نشاندهنده شکاف عمیق میان کانالهای خصوصی مذاکراتی و مواضع میدانی ایالات متحده است. رد این طرح نه تنها منجر به ناکامی دیپلماتیک در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل شد، بلکه گرههای موجود در بازار جهانی انرژی و امنیت تنگه هرمز را پیچیدهتر کرد.