
محسن فتحی در اظهاراتی صریح، به وضعیت ناامیدی نسل جوان و تحلیل دلیل کاهش انگیزهها در جامعه اشاره کرد. او در ویدئویی که بازتاب گستردهای یافته، معتقد است وقتی یک جوان حس کند حتی با ۲۰ سال تلاش و کار سخت نمیتواند صاحب یک خودرو شود، مفهوم «سختکوشی» برای او معنایش را از دست میدهد.
بحران انگیزشی در سایه تورم
فتحی تاکید میکند که این وضعیت تنها یک مسئله مالی ساده نیست، بلکه به یک بحران روانی تبدیل شده است. وقتی سرعت رشد قیمتها از سرعت رشد درآمدها پیشی میگیرد، برنامهریزیهای بلندمدت جای خود را به بدبینی میدهند. در واقع، وقتی پاداش تلاش با واقعیتهای بازار همخوانی ندارد، جوانان دیگر به مسیرهای سنتی موفقیت اعتماد نمیکنند.
پیامدهای اجتماعی ناامیدی اقتصادی
این نگاه بدبینانه به آینده، ریشه در تلاطمهای اقتصادی دارد. وقتی قیمت ابتداییترین نیازها جهشی میکند که هیچ حقوق ماهیانه یا دستمزدی قادر به پوشش آن نیست، اشتیاق برای پیشرفت جای خود را به پذیرش وضعیت موجود یا جستوجوی راههای میانبر میدهد. این مسئله در نهایت باعث میشود نسل جدید در ابتدای مسیر شغلی خود با استرس و فشار روانی شدیدی مواجه شود.
برخی از پیامدهای این وضعیت که در اظهارات فتحی نهفته است، عبارتند از:
- کاهش میل به تخصصهای شغلی به دلیل عدم تناسب درآمد با هزینههای زندگی.
- تغییر تعریف موفقیت از «استمرار و تلاش» به «شانس و ارتباطات».
- سرد شدن اشتیاق برای پساندازهای کوچک و خانگی.
- افزایش فاصله میان آرزوهای نسل جوان و واقعیتهای ملموس اجتماعی.
اظهارات محسن فتحی بازتابی از صدای لایههای مختلفی از جامعه است که در مواجهه با تورم، مسیر رسیدن به ابتداییترین نیازهای زندگی را گم کردهاند و احساس میکنند تلاشهایشان در برابر موج قیمتها بیاثر است.