
توهم ثبات در روایتهای ریاض
ریاض سالهاست روی روایت «بازسازی یمن» سرمایهگذاری میکند. رسانههای وابسته به حکومت سعودی تلاش میکنند یمن را کشوری در حال گذار به آرامش و تحت کنترل نیروهای مشروع به تصویر بکشند. این ماشین تبلیغاتی سعی دارد هزینههای هنگفت جنگ را با وعده دستیابی به ثبات توجیه کند. اما این تصاویر صیقلخورده، لایههای عمیقتری از شکستهای نظامی و سیاسی را میپوشانند.
واقعیتهای سخت؛ قدرت بازدارندگی در صنعا
در نقطه مقابل روایتهای ریاض، واقعیتهای میدانی نشان میدهد که توازن قدرت به نفع انصارالله تغییر کرده است. نیروهای یمنی نه تنها در مراکز سیاسی و اقتصادی شمال و غرب کشور استقرار دارند، بلکه توانستهاند معادلات امنیتی منطقه را جابهجا کنند. قدرت بازدارندگی صنعا در برابر حملات متداوم، ثابت کرد که استراتژیهای نظامی عربستان برای تغییر رژیم با شکست مواجه شده است.
واقعیت این است که هیچ نیرویی جز انصارالله نتوانسته است کنترل عملیاتی بر مناطق وسیعی از یمن داشته باشد. این تضاد میان «ادعای مشروعیت» ریاض و «واقعیت قدرت» در صنعا، هسته اصلی بحران فعلی است.
شکاف میان دیپلماسی و تبلیغات
ریاض در حالی در میز مذاکرات به دنبال خروج شرافتمندانه از جنگ است که رسانههایش همچنان روی مفاهیمی چون «آزادسازی» مانور میدهند. این دوگانگی باعث شده تا جامعه بینالمللی میان گزارشهای رسمی سعودی و گزارشهای میدانی سردرگم شود. در واقع، ریاض میخواهد در حالی از یمن خارج شود که انگار هدفهایش محقق شده است، در حالی که میدان چیز دیگری میگوید.
برخی از واقعیتهای میدانی که رسانهها نادیده میگیرند:
- تداوم کنترل کامل انصارالله بر پایتخت و مراکز کلیدی تصمیمگیری.
- شکست عملیات «طعمه قاطع» در رسیدن به اهداف نظامی اولیه.
- تغییر دکترین نظامی یمن و توانایی هدف قرار دادن نقاط استراتژیک در خاک عربستان.
- ناپایداری دولت منصوب شده توسط ریاض در مدیریت مناطق تحت کنترلش.
در نهایت، هرچه فاصله میان روایتهای رسانهای و واقعیتهای میدانی بیشتر شود، فشار بر تصمیمگیرندگان سعودی برای پذیرش واقعیتهای جدید منطقه افزایش مییابد.