
با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶، اقتصاد و هزینههای زندگی بار دیگر به محور اصلی رقابتهای سیاسی آمریکا تبدیل شدهاند. اما این بار، ترامپ و جمهوریخواهان با چالشی متفاوت روبرو هستند. تصویری که ترامپ در سال ۲۰۲۴ از خود ساخته بود، یعنی مردی خارج از ساختار سیاسی و تاجری موفق که میتواند اقتصاد را نجات دهد، به سرعت در حال کمرنگ شدن است.
بحران اعتماد و سایه فساد
بسیاری از رایدهندگان اکنون بر این باورند که ثمرات اقتصادی تنها به نفع گروهی محدود و نزدیک به حلقههای قدرت است. این احساس حتی در میان هواداران سابق ترامپ نیز رخنه کرده است؛ کسانی که حس میکنند حزب جمهوریخواه دیگر دغدغهای برای بهبود وضعیت معیشت مردم عادی ندارد.
در کنار فشارهای اقتصادی، موضوع فساد و منافع شخصی به یکی از نقاط ضعف ترامپ تبدیل شده است. محورهای اصلی این نارضایتی عبارتند از:
- اتهامات مربوط به ثروتاندوزی خانواده و نزدیکان ترامپ.
- حواشی پیرامون میمکوینها و عفوهای جنجالی.
- اجرای پروژههای پرهزینه و نمایشی در حالی که مردم با تورم دستوپنجه نرم میکنند.
این تناقضها باعث شده تا بخشی از جامعه بپرسند آیا ترامپ واقعاً با سیاستمدارانی که زمانی آنها را هدف قرار میداد، تفاوتی دارد یا خیر. تمرکز کاخ سفید بر پروژههای شخصی و نمایشی، این باور را تقویت میکند که اولویتهای ترامپ با دغدغههای روزمره شهروندان آمریکایی فاصله گرفته است.
خطر بیتفاوتی رأیدهندگان
نکته کلیدی برای جمهوریخواهان این است که نارضایتی اقتصادی لزوماً به معنای روی آوردن مردم به دموکراتها نیست. خطر واقعی در «بیتفاوتی» نهفته است. بخشی از رایدهندگانی که زمانی ترامپ را نماد تغییر میدیدند، ممکن است به دلیل ناامیدی از عملکرد او، تصمیم بگیرند در انتخابات شرکت نکنند.
از آنجایی که ائتلاف انتخاباتی ترامپ به شدت متکی بر مشارکت بالای این گروه از رایدهندگان بود، جمهوریخواهان اکنون در وضعیتی دشوار قرار دارند. آنها نه تنها باید نظر مردم را درباره عملکرد ترامپ تغییر دهند، بلکه باید دلیلی قانعکننده برای بازگشت این افراد به صندوقهای رای پیدا کنند.