آیا واقعاً نسل زد به خاطر پوسیدگی مغزی دست به دست هم دادهاند؟ قبل از اینکه با قضاوتهای کلیشهای مواجه شویم، باید به این نکته توجه کنیم که آنها خودشان استادتر از ما هستند و بهتر از ما میدانند که در باتلاق ویدئوهای بیمعنی تیکتاک و اینستاگرام غرق شدهاند. مسئله، بیخبری از کیفیت محتواها نیست؛ بلکه ارادهی
جوانان در برابر الگوریتمها ضعیف است و نمیتوانند تشخیص دهند که این پدیده، فریادی برای کمک خواستن است. به نظر شما، تماشای پشت سر هم فنجان قهوهای که میرقصد، توالتی که آواز میخواند یا موزی با لهجه غلیظ
هوش مصنوعی که حرف میزند، چه اهمیتی دارد؟ اما اینکه یک نفر (البته شامل خودمان هم میشود) ساعتها درگیر دیدن چنین محتوایی باشد، جای نگرانی است. ویدئوها رگباری پشت سر هم پخش میشوند و ما به تماشای این فاجعه ادامه میدهیم تا زمانی که فیلترشکن از کار نیفتاده، در مسیرمان ثابت قدم هستیم. این وضعیت با نام «پوسیدگی مغز» شناخته میشود. در ابتدا تصور میشد این بیماری یک اختلال عصبی نادر است، اما اکنون همهگیر شده و اگر چند ساعتی در تیکتاک، اینستاگرام یا یوتیوب وقت بگذرانید، خودتان نیز ممکن است به آن مبتلا شوید. این اصطلاح 'پوسیدگی مغز' اولین باری نیست که بزرگترها را نگران میکند؛ فریاد «نسل جوان با این رسانه جدید، مغزش را به باد میدهد» همواره در گوش آنها طنینانداز بوده است. هر نسلی، ظاهراً تخریبگر مختص به خودش را دارد که قرار است تمدن را به قهقرا ببرد. یک زمانی کتابهای مصور قرار بود بچهها را بزهکار و بی
فرهنگ کنند، بعد تلویزیون متهم شد که کودکان را تنبل، چاق و بیتحرک بار میآورد. کمی بعد، نوبت بازیهای ویدئویی و
موسیقی رپ بود که در صدر فهرست عوامل انحراف قرار بگیرند و وقتی هم اینترنت متولد شد، گمان کردند قرار است نسل جدید را در اتاقهای تاریک ببرند.