
زوال هژمونی واشنگتن پس از یک قرن
اکونومیست بر این باور است که آمریکا سرانجام مجبور میشود از هژمونی خود در غرب آسیا چشمپوشی کند. این تغییر رویکرد، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی منطقه است. برای نخستین بار در ۱۰۰ سال گذشته و از زمان تجزیه امپراتوری عثمانی توسط قدرتهای بزرگ، نظم فراگیر خاورمیانه دیگر از فاصلهای دور دیکته و تحمیل نخواهد شد.
مرور یک سده مداخلههای ناکام غرب در منطقه، سه جنگ بزرگ و مجموعهای از عملیاتهای مخفیانه آمریکا را به نمایش میگذارد. نتیجه این مسیر برای واشنگتن روشن است: تلاش برای تحمیل نقشههای یکجانبه به پایان خط رسیده است.
تغییر نقش از «معمار» به «بازیکن»
آمریکا احتمالاً به طور کامل از منطقه خارج نمیشود، اما ماهیت حضورش تغییر میکند. واشنگتن درست مانند بریتانیا، فرانسه و روسیه، همچنان در منطقه حضور خواهد داشت تا منافع مقطعی خود را پیگیری کند یا در مبارزه با تروریسم نظامی متوسل شود. تفاوت بنیادین اینجاست که آمریکا دیگر نمیتواند خود را «طراح و معمار نظم منطقهای» بداند.
شواهد عینی عقبنشینی نظامی و سیاسی
اکونومیست برای اثبات این ادعا به شواهدی اشاره میکند که نشاندهنده تضعیف جایگاه راهبردی آمریکا است. حتی با وجود تهدیدهای لفظی دونالد ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل علیه ایران، واقعیتهای میدانی روایت دیگری دارند.
دو نشانه برجسته در این زمینه دیده میشود:
- خودداری واشنگتن از همراهی نظامی با عربستان سعودی در حمله به حوثیها در یمن.
- برقراری گفتگوهای پشتپرده میان آمریکا و حوثیها برای تأمین امنیت کشتیهای آمریکایی، در حالی که ریاض متحد دیرینه واشنگتن است.
این تناقض میان تهدیدات سیاسی و عملکردهای میدانی، نشان میدهد که یک ابرقدرت اکنون برای حفظ منافع حداقلی خود، مجبور به مذاکره با گروههای شبهنظامی است و دیگر نمیتواند با اتکا به قدرت سخت، اراده خود را بر منطقه تحمیل کند.