
سیکل معیوب کمبود و تنظیم بازار
بسیاری از مصرفکنندگان در سالهای اخیر با الگویی تکراری روبرو بودهاند: ابتدا کالایی کمیاب میشود، قیمتها به شدت جهش میکند و سپس نهادهای متولی با عرضه محصولات «تنظیم بازاری» سعی در مهار قیمتها دارند. مجری تلویزیون در واکنش به قیمت ۱۳۵ هزار تومانی سیبزمینی، دقیقا به همین چرخه اشاره کرد.
او معتقد است این رویه، درمان بیماری نیست بلکه تنها یک مسکن موقتی است. از نظر او، پذیرش این وضعیت که کالا ابتدا نایاب شود و سپس دولت برای کنترل بازار وارد عمل شود، نشاندهنده یک نقص ساختاری در مدیریت زنجیره تامین است.
پرسش از نمایندگان و نقص در پیشگیری
نکته کلیدی در این انتقاد، جابجایی جایگاه پرسش است. مجری مذکور تاکید کرد که پرسش از علت گرانی و کمبود کالا نباید بر عهده مردم یا مجریان باشد، بلکه این وظیفه نمایندگان مجلس است که بپرسند چرا از ابتدا اجازه داده شد تا کالا کمیاب شود.
او بر این باور است که مدیریت بازار باید بر محور «پیشگیری» بچرخد، نه «واکنش».، محورهای اصلی گلایه وی را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
- عدم علتیابی دقیق پیش از رسیدن کالا به دست مصرفکننده نهایی.
- تکیه بیش از حد بر عرضه محصولات تنظیمبازاری به جای اصلاح ریشهای بازار.
- توجیهات متأخر مبنی بر «کم بودن عرضه» پس از اینکه قیمتها به ارقامی چون ۱۳۵ هزار تومان رسید.
بازاری که برای مردم ساخته نشده
این انتقاد در نهایت به یک پرسش بنیادین ختم میشود: بازاری که در آن قیمت یک کالای اساسی به شکل ناگهانی جهش میکند و راهکار دولت تنها عرضه مقطعی کالا است، چه ضرورتی برای مردم دارد؟ او تاکید کرد که دولت و نهادهای نظارتی باید پیش از آنکه قیمتها سرسامآور شود، مانع از بروز بحران شوند، نه اینکه پس از وقوع اتفاق، با شعارهای تعدیل قیمت ظاهر شوند.