
رابطه تهران و صنعا در سالهای اخیر محورهای متعددی را دنبال کرده است، اما تحلیلها نشان میدهد که این پیوند لزوماً یک وابستگی مطلق و همیشگی نیست. حوثیها در مسیر تثبیت قدرت و کسب مشروعیت سیاسی در یمن، استراتژیهای متفاوتی را دنبال میکنند تا جایگاه خود را در ساختار سیاسی داخلی تحکیم کنند.
جداشدن از وابستگیهای مطلق
برخی صاحبنظران معتقدند حوثیها برای رسیدن به قدرت و مشروعیت سیاسی، صرفاً به حمایتهای ایران تکیه نمیکنند. این گروه در تلاش است تا مسیرهای متنوعی برای شناسایی بینالمللی و داخلی پیدا کند تا در صورت تغییر معادلات منطقهای، در وضعیت انفعال قرار نگیرند.
واقعیت این است که هیچ گروه سیاسی در هیچ کشوری، تمایلی ندارد خود را به طور کامل و انحصاری به یک بازیگر خارجی گره بزند؛ بهویژه زمانی که ریسکهای سیاسی در سطح منطقه افزایش مییابد. حوثیها ترجیح میدهند بازیگری مستقل در معادلات یمن باشند تا صرفاً یک بازوی اجرایی برای قدرتهای دیگر.
منطق بقا و دوری از ریسک
یکی از کلیدیترین نکات در تحلیل رفتار حوثیها، تمرکز بر «بقا» است. این گروه تمایلی ندارد در شرایط بحرانی و متلاطم، همراه با کشتیای که در حال غرق شدن است، غرق شود. این نگاه پراگماتیک نشان میدهد که منافع سیاسی و بقای این گروه در یمن، بر هرگونه تعهدات صلب اولویت دارد.
ضرورت بازنگری در توافقات
با توجه به ماهیت متغیر روابط سیاسی و اولویتهای حوثیها برای بقا، پیشنهاد میشود ایران به جای تکیه بر الگوهای قدیمی، به دنبال توافقات جدید و منعطفتری با این گروه باشد. رویکردی که بر اساس واقعیتهای میدانی و منافع متقابل دو طرف شکل بگیرد، میتواند نتایج متفاوتی به دنبال داشته باشد.
- کاهش وابستگیهای متقابل برای افزایش انعطافپذیری سیاسی در منطقه.
- جستجوی نقاط مشترک در چارچوب ثبات نسبی یمن.
- توجه به تلاش حوثیها برای کسب مشروعیت داخلی مستقل.