
خلاء روایت در روزهای نخست انفجار پیجرها
دومین نشست از سلسله جلسات نقد و بررسی کتاب «به روایت سوره مهر» با حضور فائضه غفارحدادی و حسن مجیدیان، منتقد ادبی، برگزار شد. محور اصلی این گفتگو، بررسی کتاب «دشواری مبارک» و جزئیاتی بود که نویسنده در مسیر ثبت روایتهای آسیبدیدگان انفجار پیجرها با آنها مواجه شد.
غفارحدادی توضیح داد که در مقطع حادثه، هیچ روایت دقیق و نزدیکی از خانوادهها و افرادی که درگیر این ماجرا شده بودند منتشر نمیشد. دلیل این سکوت را محدودیتهای امنیتی دانست؛ چراکه افراد به دلیل حساسیتهای موجود، اجازه انتشار تصاویر یا بیان خاطراتشان را نداشتند و تنها کلیاتی از ماجرا در فضای رسانهای جریان داشت.
مسیر دشوار دستیابی به حقیقت در هتل اقامت
این پروژه زمانی آغاز شد که دفتر بیداری حوزه هنری با نویسنده تماس گرفت. در آن بازه زمانی، تعدادی از جانبازان پیجری برای ادامه درمان به ایران آمده بودند و خانوادهها و برخی از جانبازانی که دیگر در بیمارستان بستری نبودند، در هتلی اقامت داشتند. غفارحدادی را دعوت کردند تا به عنوان راوی در هتل مستقر شود و گفتگوهای این افراد را ثبت کند.
نویسنده «دشواری مبارک» اعتراف کرد که در ابتدا به این پروژه بدبین بود. نزدیکی زمانی به حادثه، اجازه نمیداد نگاهی عمیق به ماجرا انداخته شود و او تصور میکرد در چنین شرایطی نتوان روایتی واقعی و اثرگذار به دست آورد.
موانعی که ثبت روایت را سخت میکرد
غفارحدادی به سه چالش اساسی اشاره کرد که در ابتدا او را نسبت به نتیجه کار تردیدناک کرده بود:
- حضور نظارتی:الزام به حضور یکی از نیروهای حفاظت در اتاقهای مصاحبه، که از نظر نویسنده مانع شکلگیری یک گفتوگوی صمیمانه و واقعی میشد.
- تفاوتهای جنسیتی:این نگرانی که شاید جانبازان مرد در بیان احساسات خود با یک زن راحت نباشند و ترجیح دهند با مردی گفتگو کنند.
- سد زبانی:عدم تسلط بر زبان بومی جانبازان که میتوانست ارتباط را دشوار کند.
با وجود تمام این تردیدها، غفارحدادی تصمیم گرفت جلساتی را بهصورت آزمایشی پیش ببرد تا ببیند آیا اساساً روایتی قابل استخراج است یا خیر. اما تجربه اولین جلسه، دیدگاه او را تغییر داد و او را متقاعد کرد که این روایتها باید به هر قیمتی ثبت شوند.