
روایتگری؛ سلاحی در برابر استبداد
مسعود صفری شامگاه پنجشنبه دوم مهر در مراسم رونمایی از رمان «دختر اصفهان» به نقش حیاتی قصهگویی در دوران دشواری پرداخت. او معتقد است در روزگاری که تکنولوژی امروز وجود نداشت، روایتها و قصهها تنها راه همراه کردن مردم و مقابله با ظلمت بود.
نویسنده این رمان با اشاره به داستان «هزار و یک شب» توضیح داد که حتی استبداد و خشونت پادشاهانی چون شهریار را میتوان با شعر و قصه درمان کرد. او بر این باور است که ملتی هرگاه قصههای خود را فراموش کند، محکوم به مرگ است و شهرزاد با روایتهایش، حقیقت و انسانیت را به شهریار یادآوری میکرد.
فراتر از تاریخ رسمی و روایتهای مردانه
صفری در این مراسم تأکید کرد که برای شناخت کامل پادشاهان و شخصیتهای تاریخی، نباید تنها به تاریخ رسمی اکتفا کرد، بلکه باید به شعرها و روایتهای شفاهی نیز توجه داشت. او به عنوان نمونه، داستان نادرشاه در دهلی و اشعار مرتبط با آن را ذکر کرد.
یکی از محورهای اصلی این کتاب، نقد نگاه تکبعدی به تاریخ است. صفری درباره تغییر شخصیت اصلی داستان از پسر به دختر گفت:
- تاریخ تا حد زیادی «مذکر» روایت شده است و صدای زنان در آن کمرنگ است.
- زنان نقشهای تأثیرگذاری در طول تاریخ داشتهاند، اما کمتر دیده و روایت شدهاند.
- تغییر قهرمان داستان به یک شخصیت زن، تلاشی برای خروج از این کلیشه تاریخی است.
تغییر نگاه به لهجه اصفهانی؛ از طنز تا عشق
موضوع دیگری که در این رونمایی به آن پرداخته شد، استفاده از لهجه محلی اصفهان بود. صفری اشاره کرد که در آثار مختلف، معمولاً از لهجه اصفهانی برای ایجاد فضای طنز و خنده استفاده شده است، اما او در رمان «دختر اصفهان» به دنبال هدفی متفاوت بود.
او میخواست بررسی کند که آیا میتوان با لهجه اصفهانی ابراز عشق کرد، غمها را روایت نمود یا رجز خواند؟ نویسنده هدفش را خروج از قالبهای طنزآمیز و به کار بردن این لهجه در موقعیتهای احساسی و جدی دانست تا لایههای متفاوتی از این زبان محلی در روایتها شکل بگیرد.