
بنبست استراتژیک ارتش آمریکا در منطقه
سازمان اطلاعات سپاه در بیانیهای صریح تأکید کرد که ترکیب مقاومت ایرانیان و بهرهبرداری هوشمندانه از جغرافیا، الگوهای رزم ارتش ایالات متحده را به بنبست کشانده است. به باور این سازمان، استراتژیهای نظامی آمریکا در منطقه اکنون «پر هزینه و کم خاصیت» شده و دیگر پاسخگوی نیازهای عملیاتی آنها نیست.
این بیانیه به تغییرات ساختاری در استقرار نیروهای آمریکایی اشاره دارد و مدعی است تخلیه و غیرفعال شدن پایگاههای سنتکام، انتقال نیروها به اردن با تصور ایجاد یک «عقبه امن» و عقبنشینی تجهیزات نظامی به نقاط دورتر، همگی نشانههایی از فشار وارد شده است. در واقع، حرکت آمریکا به سمت استقرارهای پنهان و زیرزمینی، نتیجه مستقیم هزینههای سنگینی است که حفظ حضور نظامی در پیرامون ایران برای دولت و مردم آمریکا به همراه داشته است.
تغییر معادله میدان و استراتژی شلیک مضاعف
سازمان اطلاعات سپاه معتقد است ابتکارهای جدید نیروهای مسلح ایران، تعریف جدیدی از میدان نبرد ارائه داده است. بر اساس این بیانیه، اکنون تمامی زیرساختهای نظامی آمریکا از جمله پایگاهها، باندها، آشیانهها و حتی ناوهای آمریکایی در معرض ضربات مستمر و مداوم قرار دارند.
نکته کلیدی در این تحلیل، ایجاد یک تناقض استراتژیک برای پنتاگون است. سازمان اطلاعات سپاه استدلال میکند که تداوم قدرت آتش ایران و بهکارگیری راهبرد «شلیک مضاعف»، منطق افزایش نیرو را برای آمریکا به یک تضاد تبدیل کرده است؛ به این معنا که افزایش حضور نظامی در منطقه، تنها منجر به ایجاد اهداف بیشتر و در نتیجه تلفات بالاتر میشود. از سوی دیگر، اصرار بر ادامه زورگویی در عین کاهش حضور، موجی از نارضایتی را در میان مردم آمریکا برمیانگیزد.
معیار موفقیت: سلب آزادی عمل دشمن
در این بیانیه تأکید شده است که دستاورد راهبردی ایران را نباید صرفاً در میزان خسارات vậtی جست، بلکه معیار اصلی تغییر موازنه، میزان «سلب آزادی عمل» از دشمن است. سازمان اطلاعات سپاه مجموعهای از شواهد را برای اثبات این ادعا برمیشمارد:
- اصابتهای مستقیم به واحدهای نیروی دریایی آمریکا.
- تحمیل تلفات انسانی و تجهیزاتی در خاک اردن.
- از هم گسیختگی شناورها پس از پاسخهای نظامی ایران.
- انهدام و به غنیمت گرفتن تجهیزات بدون سرنشین (پهپادها).
- افزایش تعداد اهداف در دسترس برای نیروهای ایرانی.
این سازمان در پایان تأکید کرد که تمامی این عوامل در مجموع، ایالات متحده را مجبور کرده است تا از حضور فعال فاصله گرفته و به سمت پراکندگی، اختفا و پذیرش یک حضور حداقلی در منطقه حرکت کند.